پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥ - بزرگوار فرارى!
آزادى اسيران بنى ناجيه به همت و فتوّت او به طور كامل در ميان مردم پخش نشده بود كه خبر فرارش به سوى شام در همه جا پيچيد! و همه را در شگفتى فرو برد كه چگونه مىتوان باور كرد انسانى با اين عمل بزرگوارانه به عنصر پليدى همچون حاكم شام پناهنده شود، و همكارى با آن ظالم بيدادگر را بر همكارى با على عليه السّلام ترجيح دهد؟! آرى تحمّل عدالت براى همه آسان نيست! و در پايان اين سخن مىفرمايد: (او اشتباه كرد) «اگر مانده بود، آنچه در توان داشت از او مىگرفتيم، و نسبت به بقيه تا هنگام توانائيش به او مهلت مىداديم!» (و لو أقام لأخذنا ميسوره، و انتظرنا بماله وفوره).
آرى اين دستور قرآن كريم است كه مىفرمايد: «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ» [١] «هر گاه بدهكار در زحمت باشد او را تا هنگام توانائيش مهلت دهيد». هيچ كس باور نمىكند كه على بر خلاف دستور قرآن در مورد او رفتار كند، بنا بر اين او نمىتوانست بهانه بياورد كه نسبت به باقيمانده بدهى خود از سوى امام عليه السّلام وحشت داشتم! در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا امام عليه السّلام در مقابل اين كار انسانى «مصقله» باقيمانده بدهى او را نبخشيد؟ و فرمود در انتظار قدرتش مىمانديم؟ به يقين مصقله اين بدهى را براى منافع شخصى خود تحمل نكرده بود، بلكه براى يك كار انسانى بود.
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود كه اگر امام عليه السّلام اين كار را مىكرد سنّتى براى آينده مىشد، و هر فرماندار يا فرمانده لشكر به خود اجازه مىداد كه اسيران را آزاد كند، و اين امر قطع نظر از جنبههاى مادى در بسيارى از موارد براى جامعه اسلامى خطر آفرين بود، و به تعبير ديگر مدح و ثنا خوانيش براى او مىشد و خطرش براى جامعه اسلامى! اضافه بر اين، اين گونه بذل و بخشش از بيت المال پايههاى بيت المال را سست
[١] سوره بقره، آيه ٢٨٠.