پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤ - معامله رسواى سياسى
تمام مدت خلافت عمر، او، والى مصر بود و بعد از او نيز چهار سال، در زمان عثمان، بر آن سرزمين حكومت مىكرد تا اين كه عثمان او را معزول كرد.
به هر حال، امام عليه السّلام در ادامه اين سخن مىفرمايد: «در اين معامله شوم، دست فروشنده به پيروزى نرسد! و سرمايه خريدار، به رسوايى منتهى شود! (فلا ظفرت يد المبايع، و خزيت أمانة المبتاع)! [١] در حقيقت، اين سخن، نفرينى است بر ضد اين خريدار و اين فروشنده. درست است كه معاويه، به گفته خود عمل كرد و حكومت مصر را به او سپرد، ولى اين حكومت، چند سالى بيشتر دوام پيدا نكرد و اجل، به عمرو بن عاص مهلت نداد.
به علاوه، سخنانى كه از او، در پايان عمر نقل شده، نشان مىدهد كه از پايان كار خود بيمناك بود و آن رضايت باطنى و درونى كه لازمه پيروزى است، هرگز نصيب او نشد. [٢] نيز معاويه اگر چه با اين كار خود، پايههاى حكومتش را محكم كرد، ولى مىدانيم سرانجام، اين حكومت، به رسوايى كشيد. تمام چهرههاى محبوب صحابه، از مهاجران و انصار و افراد خوشنام و پرهيزكار، از اطراف او پراكنده شدند و بازماندگان دشمنان اسلام و سردمداران جاهليت عرب، اطراف او را گرفتند و حكومت خودكامهاى كه پايههايش بر قتل و ارعاب و تهديد و هتك محرمات استوار بود، براى او باقى ماند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه جمله بالا، نفرين نباشد، بلكه جمله خبريه باشد، يعنى، اشاره به اين واقعيت است كه فروختن دين به دنيا، هرگز، قرين با پيروزى نيست، و هم فروشنده زيان مىكند و هم خريدار رسوا مىشود، به اين مطلب، در آيات قرآن اشاره شده است، آنجا كه مىفرمايد: « «أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ»
[١] «مبتاع» به معناى «خريدار و پذيرنده بيع» است و در اينجا، اشاره به معاويه دارد در برابر بايع و فروشنده كه عمرو بن عاص بود.
[٢] به أسد الغابة فى معرفة الصحابه، (حالات عمرو بن عاص) مراجعه شود.