پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦ - ١- تاريخچه اسيران بنى ناجيه
مىكرد و خاطرات زمان عثمان در نظرها تجديد مىشد، در حالى كه امام عليه السّلام به مردم قول داده بود كه آنچه را در زمان عثمان از بيت المال به ناحق به مردم بخشيدهاند باز مىگرداند.
نكتهها
١- تاريخچه اسيران بنى ناجيه
از جمله سؤالاتى كه پيرامون خطبه بالا مطرح است اين است كه مگر اسيران «بنى ناجيه» مسلمان نبودند چگونه مىتوان مسلمان را به اسارت گرفت، و او را در برابر فديه آزاد كرد؟! پاسخ اين سخن در ماجراى به اسارت گرفتن جمعى از «بنى ناجيه» بيان شد، جريان چنين است كه شخصى به نام «خريت بن راشد» بر ضد امير مؤمنان على عليه السّلام قيام كرد و گروهى را گرد خود جمعآورى نمود، و دست به فتنه و فساد زد، به امام عليه السّلام خبر دادند، امام «معقل بن قيس» يكى از ياران با وفايش را با گروه عظيمى به مقابله با او فرستاد، بعد از درگيريهاى متعدّد «خريت بن راشد» كشته شد، و گروهى از هوادارانش نيز در اين پيكار خونين به خاك افتادند، و گروهى هم اسير شدند كه در ميان آنان مسلمان و غير مسلمان بود، «معقل» مسلمانان را توبه داد و آزاد كرد، ولى غير مسلمين را كه به حمايت «خريت بن راشد» برخاسته و در جامعه اسلامى بذر فساد مىپاشيدند آزاد نكرد، هنگامى كه اين اسيران غير مسلمان را به سوى امام عليه السّلام مىآوردند به منطقه «اردشير خرّه» رسيدند كه در آنجا «مصقله» به عنوان فرماندار امام عليه السّلام بود، اسيران دست به دامن «مصقله» شدند و او آنها را از معقل در برابر پرداخت غرامتى معادل «پانصد هزار درهم» گرفت و آزاد كرد.
«مصقله» در پرداختن اين غرامت كه مربوط به بيت المال مسلمين بود، تعلّل مىورزيد، امام عليه السّلام كسى را به سراغ او فرستاد و او به كوفه آمد، و دويست هزار درهم را پرداخت و اظهار كرد كه توانايى بر پرداخت بقيه را ندارد و انتظار داشت كه