پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - شرح و تفسير چرا دست روى دست گذاردم؟!
بخش اول
منيت بمن لا يطيع إذا أمرت و لا يجيب إذا دعوت، لا أبالكم! ما تنتظرون بنصركم ربّكم؟ أما دين يجمعكم و لا حميّة تحمشكم؟
أقوم فيكم مستصرخا و أناديكم متغوّثا، فلا تسمعون لي قولا، و لا تطيعون لي أمرا، حتّى تكشّف الأمور عن عواقب المساءة، فما يدرك بكم ثار، و لا يبلغ بكم مرام.
«من گرفتار مردمى هستم كه هرگاه به آنها فرمان مىدهم، اطاعت نمىكنند و هر زمان كه آنان را فرا مىخوانم اجابت نمىكنند. اى بىاصلها! براى يارى آيين پروردگارتان منتظر چه هستيد؟ آيا دينى نداريد كه شما را دور خود جمع كند و يا غيرتى كه شما را به خشم آورد؟ من در ميان شما به پا مىخيزم و فرياد مىكشم و دردمندانه از شما يارى مىطلبم، اما نه سخن مرا مىشنويد و نه از دستورم اطاعت مىكنيد! تا زمانى كه عواقب اعمال سوء شما ظاهر شود (و پشيمان گرديد در زمانى كه كار گذشته و پشيمانى سودى ندارد) با اين حال نه با شما انتقام خون بىگناهى گرفته مىشود و نه با كمك شما هدف مطلوبى به دست مىآيد.
شرح و تفسير چرا دست روى دست گذاردم؟!
همان گونه كه در بالا اشاره شد اين خطبه در زمانى ايراد شد كه يكى از غارتگران شام به نام نعمان بن بشير، از سوى معاويه مأموريت يافت كه به بعضى از مناطق