پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - من از شما خسته شدم!
بديهى است كه منظور از آب شدن دلها، ضايع شدن عقل و هوش و درايت است. در واقع، مفهوم جمله، اين است كه عقل و هوش را به خاطر نافرمانىها و نفاق و دو رويى و كوتاهى و كار شكنى، از آنها بگير تا در زندگى، حيران و سرگردان شوند. اين تعبير، در آيات و روايات فراوانى آمده است كه قلب، به معناى عقل و درايت و يا كانون عقل و درايت است. از جمله، در آيه ٢٥ سوره انعام مىخوانيم:
« «وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ»، ما، بر قلبهاى آنها، پردهها افكنديم تا آن (قرآن) را درك نكنند».
در حقيقت، يكى از بزرگترين مجازاتهاى الهى- كه در قرآن مجيد و روايات، نسبت به افراد سركش و منافق به آن اشاره شده- همين مجازات است كه انسان، حقايق را آن چنان كه هست، نبيند و نشنود و درك نكند و در بيراههها، سرگردان و هلاك شود.
سپس امام عليه السّلام در آخرين جملههاى اين خطبه، آرزو مىكند كه اى كاش، به جاى انبوه لشكريان ضعيف و ناتوان، افراد كمى از قبيله بنى فراس- كه به شجاعت و وفادارى معروف بودند- مىداشت، او مىفرمايد: «آگاه باشيد! به خدا سوگند! دوست داشتم به جاى شما، يك هزار مرد سوار از قبيله بنى فراس بن غنم (كه شجاع و وفادارند) مىداشتم». (تا با كمك آنان، دشمنان حق و عدالت را بر سر جاى خود مىنشاندم)، (أما- و اللّه! لوددت أنّ لي بكم ألف فارس من بني فراس بن غنم).
سپس امام عليه السّلام به اين شعر در وصف آنان متمثّل مىشود:
|
هنالك، لو دعوت أتاك منهم |
فوارس مثل أرمية الحميم |