پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - خطبه در يك نگاه
ترجمه
براى حكومت من، جز كوفه كه آن را جمع مىكنم و يا مىگشايم، باقى نمانده.
اى كوفه! اگر تنها تو (سرمايه من در برابر دشمن) باشى، آن هم با اين همه طوفانها كه دارى، چهرهات زشت باد (و اى كاش تو هم نبودى)! سپس امام عليه السّلام به گفته شاعر تمثّل جست كه مىگويد:
به جان پدر نيكو كارت- اى عمرو!- سوگند! كه من، تنها، سهم اندكى از آن پيمانه دارم.
(اين كلام، اشاره به اين دارد كه بر اثر نافرمانى و عصيان مردم كوفه و عراق، توان من در حكومت و مبارزه با دشمن، كاهش يافته است.)
خطبه در يك نگاه
بعضى از شارحان نهج البلاغه، مانند ابن ابى الحديد، عقيده دارند كه اين خطبه را على عليه السّلام بعد از صفين و موضوع حكمين و پايان يافتن كار خوارج، ايراد فرمود و از خطبههاى آخر عمر شريف آن حضرت است. [١] از آن چه مرحوم سيّد رضى، در آغاز اين خطبه نوشته نيز به خوبى استفاده مىشود كه امام، اين خطبه را، زمانى ايراد فرمود كه اخبار زيادى در باره غلبه اصحاب معاويه بر بلاد اسلامى، به او رسيده است. و در همين حال، نمايندگان آن حضرت در يمن، خدمتش رسيدند و از غلبه بسر (فرمانده لشكر معاويه) بر آن منطقه حسّاس، سخن گفتند.
مرحوم ابن ميثم، در باره سبب صدور اين خطبه چنين مىگويد: گروهى، در شهر صنعا، از پيروان عثمان بودند و كشته شدن او را بسيار مهم جلوه مىدادند و بيعتشان با على عليه السّلام از روى مكر و حيله بود. در آن موقع، فرماندار شهر صنعا، از سوى على عليه السّلام، عبيد اللّه بن عباس، و فرمانده نظامى آن شهر، سعيد بن نمران، بود.
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، پايان خطبه.