پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - خطبه در يك نگاه
هنگامى كه محمد بن ابى بكر (فرماندار آن حضرت در مصر) كشته شد، حملات شاميان به مناطق تحت نفوذ آن حضرت، زياد شد.
طرفداران عثمان- كه در يمن بودند- سر برآورده و مردم را به خونخواهى او دعوت كردند. عبيد اللّه بن عباس، به مخالفت آنها، برخاست و دستور داد آنها را به زندان بيندازند. آنها، از درون زندان، به يارانى كه در لشكر داشتند، نامه نوشتند تا سعيد بن نمران را عزل كنند و آشكارا به مخالفت برخيزند. آنها چنين كردند و گروه زيادى از مردم يمن، به آنان پيوستند و از پرداخت زكات خوددارى كردند.
عبيد اللّه و سعيد، نامهاى به امام نوشتند و جريان را بازگو كردند. امام، نامهاى به اهل يمن و لشكر آنجا نوشت و آنها را تهديد كرد و به وظايف الهىشان، آشنا فرمود.
آنها، در پاسخ گفتند كه ما مطيع تو هستيم مشروط بر اين كه اين دو نفر، عزل شوند.
سپس (اين منافقان) به معاويه نامه نوشتند و جريان را براى او شرح دادند.
معاويه، بسر بن ارطاة را- كه مرد سنگدل و خونخوارى بود- به سوى آنان فرستاد. او، در مسير خود به سوى مكه، داود و سليمان، فرزندان عبيد اللّه بن عباس، را كشت و در طايف نيز داماد او، عبد اللّه، را به شهادت رساند، سپس به صنعا رسيد در حالى كه عبيد اللّه و سعيد از آنجا خارج شده بودند و عبد اللّه بن عمرو ثقفى را جانشين خود كرده بودند. بسر، با لشكريان خود، به صنعا حمله كرد و صنعا- مركز يمن- را گرفت و عبد اللّه را به شهادت رسانيد.
هنگامى كه عبيد اللّه بن عباس و سعيد، در كوفه بر امام وارد شدند، حضرت، آنها را به خاطر ترك موضع خود، ملامت كرد. سپس بر منبر برخاست و اين خطبه را ايراد فرمود. [١] در مجموع، اين خطبه، زمانى ايراد شد كه غارتگران شام، حملات خود را به بخشهاى مختلف جهان اسلام، افزايش داده بودند و لشكر امام، در مبارزه با آنها، سستى به خرج مىداد و امام، از اين مسأله، سخت ناراحت بود و اين خطبه را ايراد فرمود.
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ميثم البحرانى، جلد ٢، صفحه ١٨.