پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٥ - ١- خوارج يك جريان بودند نه يك گروه!
پرسيد: از «مخدج» (يكى از رؤساى معروف خوارج) چه خبر دارى؟ گفت: «على بن ابى طالب» او را در كنار نهروان كشت. «عايشه» گفت: شهودى در اين مسأله براى من اقامه كن. «مسروق» مردانى را كه شاهد اين ماجرا بودند نزد «عايشه» آورد و گواهى دادند كه «مخدج» كشته شد. سپس «مسروق» اشاره به قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده، به عايشه مىگويد: تو را به صاحب اين قبر قسم چه چيز از صاحب اين قبر در باره آنها شنيدى؟ «عايشه» گفت: شنيدم مىفرمود: «انّهم شرّ الخلق و الخليقة يقتلهم خير الخلق و الخليقة و أقربهم عند اللّه وسيلة، آنها بدترين مخلوقات و بدترين انسانها هستند و آنها را بهترين انسان و بهترين مخلوقات و مقرّبترين آنها نزد پروردگار به قتل مىرساند.» [١] ويژگىهاى خوارج را مىتوان چنين خلاصه كرد:
آنها گروهى بودند كه به ظواهر عبادات سخت پايبند بودند و حتى به مستحبات و مكروهات ساده و معمولى اهميت مىدادند و همين امر يكى از اسباب غرور و خود برتربينى آنان بود و در مقابل افرادى بودند بسيار جاهل، متعصّب و بسيار لجوج و جسور و بىادب و براى رسيدن به مقاصد خود، بىرحم و شقاوتمند.
نمونه بارز آن را در همان داستان «ذو الخويصره» (حرقوس) كه در عصر پيامبر واقع شد مىتوان مشاهده كرد.
درست است كه ظهور و بروز خوارج در صفّين و بعد از داستان حكمين در عصر على عليه السّلام بود، ولى اين به آن معنى نيست كه فرهنگ خوارج قبل از آن وجود نداشت، هم امروز نيز اين فرهنگ منحط در ميان گروههايى در جوامع مختلف پيدا مىشود و شايد بسيارى از وهّابيان را بتوان در اين زمره دانست، چرا كه ويژگىهاى بالا در آنان نمايان است.
در محيط خودمان نيز افرادى را مىبينيم كه به ظواهر عبادات سخت پايبندند ولى گاه، بزرگترين و پاكترين علما و خدمتگزاران دينى خرده مىگيرند و آنها را از طريق صحيح منحرف مىدانند و در پى فتنهگرى و شرارت و آشوبند.
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ٢٦٧.