پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - آنها در باطل خود متّحدند و شما در حقّتان پراكنده!
آن سست و ناتوان باشند، ولى اگر ديديم طرفداران حق پراكنده و بىاراده و سست و ضعيفند، امّا طرفداران باطل متّحد و منسجم و در راه خود مصمّم هستند، سبب شگفتى مىشود.
اهل عراق، پيشوايشان على عليه السّلام بود كه گذشته از وصيّت مسلّم پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در باره ولايت او، همه مردم مكّه و مدينه، از مهاجران و انصار و غير آنها و غالب مناطق ديگر، با او بيعت كردند و دلائل حقّانيتش، از افكار و اعمال و زهد و عدالتش نمايان بود، امّا غارتگران شام به دنبال مردى طغيانگر و جاهطلب كه سوابق زشت خاندان او در اسلام و جاهليت، بر كسى پوشيده نبود، سر به شورش در برابر امام بر حق برداشته بودند با اين حال آيا جاى تعجّب نيست كه آنها پشت سر پيشواى خود بايستند و اينها اين چنين پيمان شكنى كنند؟! اينجاست كه امام، شديدا ناراحت مىشود و آنها را زير شلّاق سرزنش و ملامت مىگذارند، چرا كه سزاوار چنين سرزنش تند و تلخى بودند، مىفرمايد: «روى شما زشت باد! و همواره غم و اندوه قرينتان باشد! چرا كه (آن چنان سستى و پراكندگى به دشمن نشان داديد كه) هدف تيرها قرار گرفتهايد، فقبحا لكم و ترحا [١]، حين صرتم غرضا يرمى».
پى در پى، به شما حمله مىكنند و شما به حمله متقابل دست نمىزنيد، يغار عليكم و لا تغيرون.
با شما مىجنگند و شما، با آنها پيكار نمىكنيد! و تغزون و لا تغزون.
آشكارا، معصيت خدا مىشود و شما با اعمال نادرستتان به آن رضايت مىدهيد! (و يعصى اللّه و ترضون!).
در واقع امام عليه السّلام دليل سرزنش خود را نسبت به آنان، در اين چند چيز خلاصه مىكند كه ريشه همه يك امر است و آن سستى و تنبلى و بىتفاوتى به خرج دادن
[١] ترحا، به معناى «اندوه و حزن» و در واقع در اين جمله، امام عليه السّلام به آنها نفرين مىكند كه همواره قرين حزن و اندوه گردند.