پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - شأن ورود
خطبه چهل و چهارم [١] و من كلام له عليه السّلام لمّا هرب مصقلة بن هبيرة الشيباني إلى معاوية
، و كان قد ابتاع سبي بني ناجية من عامل امير المؤمنين عليه السّلام و أعتقهم، فلمّا طالبه بالمال خاس به و هرب إلى الشام.
اين سخن را هنگامى «امير مؤمنان على عليه السّلام» ايراد كرد كه «مصقلة بن هبيرة شيبانى» (از تحت فرمان آن حضرت) به سوى معاويه فرار كرد، و اين در حالى بود كه اسيران «بنى ناجيه» را از كارگزاران حضرت عليه السّلام خريدارى كرد و آزادشان نمود.
هنگامى كه حضرت پرداخت ثمن را به «بيت المال» از او مطالبه كرد امتناع ورزيد و به سوى «شام» گريخت!
شأن ورود
همان گونه كه در بالا اشاره شد، اين سخن مربوط به داستان قبيله «بنى ناجيه» است، و داستان چنين است كه «خريت بن راشد» از رؤساى قبيله «بنى ناجيه» بعد از جريان حكمين با سى نفر از يارانش نزد امام عليه السّلام آمد و با صراحت گفت: به خدا سوگند! نه فرمان تو را اطاعت مىكنم، و نه پشت سرت نماز مىخوانم، و فردا از تو
[١] سند خطبه: گروهى از مورخان كه پيش از تولد «سيد رضى» مىزيستهاند داستان «بنى ناجيه» و اين سخن «امير مؤمنان» را در كتابهاى خود نقل كردهاند.
از جمله طبرى در تاريخ معروف خود در وقايع سال ٣٨ هجرى، و «ابراهيم هلال ثقفى» در كتاب «الغارات»، و «بلاذرى» در «أنساب الاشراف» و «مسعودى» در كتاب «مروج الذهب» (مصادر نهج البلاغة، جلد ١، صفحه ٤٥١).