پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩ - نكته «عثمان» چه كارهايى كرد كه موجب خشم عمومى شد؟
و آزار كرد و به محل بسيار بد آب و هوايى يعنى «ربذه» تبعيد كرد، و ابو ذر تا آخر عمرش در آنجا ماند و همان جا بدرود حيات گفت، و گناهش اين بود كه به كارهاى خلاف «عثمان» خرده مىگرفت، و امر به معروف و نهى از منكر مىكرد! [١] در مورد «عمار ياسر» كه از پيشگامان اسلام و مورد علاقه شديد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود نيز بد رفتارى شديدى داشت و او را به قدرى با چوب زد كه گرفتار فتق گرديد، و گناهش اين بود كه: گروهى از صحابه اعتراضات خود را بر عثمان به طور كتبى ذكر كرده و او را از كارهايش بر حذر داشته بودند، «عمار ياسر» نامه را بر «عثمان» رساند و براى او قرائت كرد «عثمان» خشمگين شد و به غلامانش دستور داد تا دست و پاى «عمار» را محكم گرفتند و سپس خودش او را آن قدر زد كه بيهوش شد. [٢] و نيز با «عبد اللّه بن مسعود» همين گونه رفتار كرد، يكى از جلّادانش را فرستاد كه او را به در مسجد بياورد، سپس او را بر زمين كوبيد و يكى از دندههايش درهم شكست و گناهش اين بود كه به او اعتراض كرده بود چرا اموال بيت المال را در ميان تبهكاران بنى أميه تقسيم كرده است. [٣] از «زيد بن ارقم» كه يكى از معاريف صحابه بود سؤال كردند به چه دليل شما «عثمان» را تكفير كرديد گفت به سه دليل: اموال «بيت المال» را در ميان اغنيا تقسيم كرد و مهاجران از ياران رسول خدا را همچون دشمنان و محاربان پيغمبر قرار داد و به غير «كتاب اللّه» عمل نمود. [٤] ٣- اموال «بيت المال» را بدون حساب و كتاب در ميان اقوام و بستگانش تقسيم كرد در حالى كه مستمندان با ايمان در آتش فقر مىسوختند كه نمونههايى از آن در بالا ذكر شد. [٥]
[١] همان مدرك صفحه ٢٩٢ به بعد.
[٢] اين داستان را بسيارى از مورخان نقل كردهاند از جمله «بلاذرى» در «أنساب الاشراف» جلد ٥، صفحه ٤٩ و «ابن قتيبه» در «الامامة و السياسة» جلد ١، صفحه ٣٥.
[٣] شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، جلد ٣، صفحه ٤٣ و «تاريخ يعقوبى» جلد ٢، صفحه ١٧٠.
[٤] شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، طبق نقل «نهج الحقّ» صفحه ٢٩٧.
[٥] شرح اين مطلب را در جلد اوّل «پيام امام» صفحه ٣٦٣، ذيل خطبه «شقشقيّه» آوردهايم.