پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٣ - ترجمه
مخلوقاتش دور كرده است و نه نزديكيش با خلق، او را با آنها همسان قرار داده»، (فلا استعلاؤه [١] باعده عن شيء من خلقه و لا قربه ساواهم في المكان به).
ممكن است در ابتدا تصوّر شود كه اين گونه توصيفها با يكديگر متناقض است.
چگونه مىتواند چيزى از همه چيز دورتر و بالاتر و از همه چيز نزديكتر و پايينتر باشد؟! چگونه در عين نزديكى دور و در عين دورى نزديك، بلكه نزديكترين است؟! آرى اگر با مقياس مخلوقات كه دائما با آنها سر و كار داريم و همه آنها وجودهايى محدود و متناهى هستند محاسبه كنيم اين تضادها و ضدّ و نقيضها به نظر مىرسد، ولى توجه به يك نكته راه را براى شناخت صفات خداوند به طور كامل هموار مىسازد و آن اين كه او وجودى است بىنهايت از هر نظر و بىنياز و غنىّ مطلق، چنين وجودى هيچگونه محدوديتى از نظر زمان و مكان و علم و قدرت ندارد، بلكه بىنياز از زمان و مكان و برتر از آن است، در همه جا هست و در هر زمان وجود دارد و در عين حال بىمكان و بىزمان است.
چنين وجودى به همه اشيا نزديك است و چون شباهتى با آنها ندارد از همه دور است، از همه چيز آشكارتر است چون همه چيز نشانه وجود اوست، و از همه چيز پنهانتر است چون شباهتى به مخلوقات، كه ما با آنها آشنا هستيم، ندارد.
بنا بر اين منظور از علو در جمله بالا برترى وجود و هستى است نه برترى در مكان، و منظور از قرب و نزديكى، نزديكى در احاطه وجودى است نه نزديكى در مكان.
تصديق بايد كرد كه فهم و درك اين صفات براى ما كه هميشه با صفات ممكنات سر و كار داريم آسان نيست، ولى با كمى انديشه و استفاده از مثال- هر چند مثالهايى ناقص باشد- مىتوان آنها را به ذهن نزديك كرد، مثلا در برابر اين سؤال كه چگونه مىتواند وجودى همه و در هر زمان باشد و در عين حال زمان و مكان نداشته
[١] «استعلا» گاه به معنى برتر بودن و گاه به معنى برترى جويى مىآيد و در اينجا به معنى اوّل است.