پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٤ - ترجمه
باشد؟ مىتوانيم از مثالهاى ناقص مانند بعضى از فرمولهاى رياضى بهره بگيريم همه مىدانيم: «دو بعلاوه دو مساوى با چهار مىشود» اين رابطه نه تنها در زمان كه در آسمان و در هر جا برويم برقرار است نه تنها در عصر و زمان ما كه در هر عصر و زمانى حاكم است، در عين حال نه مكانى دارد و نه زمانى.
و اين كه مىفرمايد: بلندى مقام و هستىاش او را از اشيا دور نمىكند و نزديكىاش آنها را همسان با مخلوقات نمىسازد نتيجه روشنى از همان حقيقتى است كه در بالا گفته شد بعضى از شارحان نهج البلاغة در تشبيه ناقص اما مناسبى چنين گفتهاند كه امواج نور به شيشهها مىتابد و در درون آنها نفوذ مىكند و آنها را روشن مىسازد و در عين حال كه به آنها از همه چيز نزديكتر است همسان با آنها نيست وجودى است بسيار لطيف و برتر و بالاتر، و شايد تعبير قرآن مجيد از ذات خداوند به نور نيز اشاره به همين معنى باشد، «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [١].
در پنجمين توصيف به حقيقت مهمّ ديگرى اشاره كرده، مىفرمايد: «عقلها را از كنه صفات خويش آگاه نكرده، و با اين حال آنها را از معرفت و شناخت لازم باز نداشته است»، (لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته).
نه كنه ذات او بر كسى روشن است و نه حقيقت صفات او، چرا كه هم ذاتش نامتناهى است و هم صفاتش، چگونه عقلى و خرد انسانها كه همه متناهى و محدود است مىتواند به آن نامحدود احاطه پيدا كند، ولى با اين حال آن قدر آثار وجودش در جبين تمامى موجودات نمايان است كه هر كس مىتواند به طور اجمال از هستى ذات و صفات او آگاه باشد.
در يك مثال ناقص اما گويا: همه ما مىدانيم كه روح وجود دارد و زمان يك واقعيت است اما پى بردن به حقيقت روح و زمان كار آسانى نيست، همه مىدانيم موجود زنده با مرده متفاوت است اما كنه و حقيقت حيات چيست؟ فهم آن بسيار
[١] سوره نور، آيه ٣٥.