پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٧ - ٢- سياستهاى شيطانى
مىبريم كه ريشه اين فتنهها عمدتا دو چيز بود: پيروى از هوى و هوسهاى شيطانى و بدعتگذارى در دين خدا. در همه جا اين دو اصل به چشم مىخورد، گروهى از فتنهجويان به اصل نخست تمسّك مىجويند و گروهى به اصل دوم و گروهى به هر دو و شرح اين سخن حتى در يك كتاب نمىگنجد و از اين ديدگاه به بررسى مجدّدى در تاريخ آن قرون نياز دارد.
٢- سياستهاى شيطانى
از جمله شگفتىها اين است كه اصول سياستهاى خودكامگان در طول تاريخ تقريبا يكسان است. در چند هزار سال قبل، فرعون- به نقل قرآن مجيد- از سياست «تفرقه بينداز و حكومت كن» استفاده مىكرد، «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً» [١]، امروزه نيز در تمام دنياى استكبارى اين اصل به قوّت خود باقى است و همچنان ادامه دارد. با هر وسيلهاى كه بتوانند در ميان ملتها ايجاد اختلاف مىكنند تا پايههاى حكومتشان مستحكم شود.
مسأله آميختن حق و باطل يكى از آن اصول است كه همواره در سياستهاى مخرّب ظالمان و طاغيان به چشم مىخورد. آنها هميشه پوششهايى از حق و شعارهايى از عدالت و اصول انسانى را عنوان كرده و كارهاى شيطانى خود را در زير اين پوششها انجام مىدهند.
در حالات شاهان ظالم مىخوانيم كه گاه ناله پيرزنى آنها را چنان بىقرار مىكرده است كه هر بينندهاى خيال مىكرد چنان وجدان قوى و نيرومندى دارند كه با شنيدن اين ناله زير و رو شدهاند، و اين سخن دهان به دهان مىگشت (داستان زنجير عدالت انو شيروان، و خانه پيرزن در كنار قصر او، و داستانهايى ديگر از اين قبيل در حالات خلفا و شاهان در كشورهاى اسلامى و غير آن كم نيست) همه اينها پوششهايى بود براى مظالم آنان!
[١] سوره قصص، آيه ٤.