پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - آيا مرا تهديد مىكنيد؟
بخش سوم
فإن أبوا أعطيتهم حدّ السّيف و كفى به شافيا من الباطل و ناصرا للحقّ! و من العجب بعثهم إليّ أن أبرز للطّعان! و أن أصبر للجلاد! هبلتهم الهبول! لقد كنت و ما أهدّد بالحرب و لا أرهب بالضّرب! و إنّي لعلى يقين من ربّي و غير شبهة من ديني.
ترجمه
اگر آنها از پذيرش حق امتناع كنند، لبه تيز شمشير را به آنها مىبخشم، همان شمشيرى كه بهترين درمان باطل (در برابر زورگويان) و يار و ياور حق (در برابر ستمگران خودكامه) است. راستى عجيب است كه از من خواستهاند در برابر نيزههاى آنان حاضر شوم و در مقابل شمشيرهايشان شكيبا باشم! (آرى آنها به من اعلان جنگ دادهاند!) مادران در سوگشان به عزا بنشينند! من كسى نبودم كه به نبرد تهديد شوم يا از شمشير و نيزه مرا بترسانند! چرا كه من به پروردگار خويش يقين دارم و در دين و آئين خود، كمترين شكّ و ترديدى ندارم.
شرح و تفسير
آيا مرا تهديد مىكنيد؟
در بخش گذشته اين خطبه امام عليه السّلام تكيه بر استدلال منطقى فرموده و آنها را با بيانى روشن و قاطع، اندرز مىدهد تا به اشتباه خويش پى برند و از راه شيطان، باز گردند و به بيعتى كه با امام داشتهاند، وفادار مانده، دست از آتش افروزى و جنگ