پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - نكته عصر طوفانى عثمان!
عثمان تحت تأثير مروان قرار گرفت و به او دستور داد تا مردم را پراكنده كند.
مردم به خانه امام على عليه السّلام رفتند و جريان را گزارش دادند.
امام عليه السّلام فرمود: «اگر در خانه بنشينم عثمان مىگويد كه مرا تنها گذاردى و خوار كردى و اگر براى او صلاح انديشى كنم، باز مروان او را بازيچه خود قرار مىدهد.» سپس به خانه عثمان رفت. فرمود: «به وعده خود وفا نكردى و به سخنان ناصواب مروان- كه بر خلاف دين و عقل است- گوش دادى. من از اين پس به سراغ تو نخواهم آمد.» معترضان مصرى كه عدد آنها بالغ بر دو هزار نفر بود و به خاطر اطاعت از فرمان على عليه السّلام راه بازگشت به مصر را مىپيمودند بعد از سه روز، به مدينه بازگشتند و نامهاى را كه از غلام عثمان در بين راه گرفته بودند، به اين مضمون ارائه دادند. در آن نامه عثمان به فرماندارش در مصر دستور داده بود كه بعضى از سران معترضان را به دار آويزد و برخى را شديدا مجازات كند.
آنها نزد امام على عليه السّلام آمدند و جريان را بازگو كردند. امام عليه السّلام از عثمان توضيح خواست. عثمان انكار كرد كه چنين نامهاى نوشته باشد بعضى گفتند كه اين، كار مروان است. مصريان گفتند: «مگر مروان، تا اين اندازه جرأت و نفوذ دارد كه مهر او را پاى نامه بزند و همراه غلام عثمان با شتر بيت المال به سراغ چنان مأموريتى بفرستد؟!» عثمان اظهار بىاطلاعى كرد.
مردم، در پاسخ گفتند: «اگر راست مىگويى تو لايق اين خلافت نيستى، چرا كه ديگران اين گونه بر تو مسلطاند، و اگر دروغ مىگويى باز هم شايستگى خلافت بر مسلمانان را ندارى. پس در هر صورت بايد كنار بروى. چند بار توبه كردهاى باز آن را شكستهاى، بنا بر اين يا از خلافت كنار برو و يا كشته خواهى شد و يا ما در راه خدا شهيد مىشويم.» عثمان گفت: «اگر كشته شوم بهتر از آن است كه از خلافت كناره گيرى كنم.» روزبروز روزگار بر عثمان سختتر مىشد. بار ديگر امام على عليه السّلام تقاضا كرد كه