پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - نكته عصر طوفانى عثمان!
نمونهاى از اين اعمال سپردن كارهاى مهم حكومت مسلمانان به افراد نااهل و افراد فاسق و سفيه و بىدين و بخشيدن غنائم به آنان و آزار و ستم طاقت فرسا به شخصيتهاى بزرگى مانند ابو ذر و عمّار ياسر و عبد اللّه بن مسعود و مانند اينها بود.
او وليد بن عقبه را والى كوفه ساخت كه شراب مىنوشيد و در حال مستى به ميان مردم مىآمد و رسوايىهايى به بار آورد كه گروهى نزد عثمان به آن شهادت دادند و بعد از عزل او سعيد بن عاص را- كه او نيز مرد تبهكارى بود- به جاى وى نشاند. سعيد با اعمال ناروايش خشم مردم را برانگيخت و مردم به مخالفت با او برخاستند. عثمان به جاى اين كه آتش فتنه را خاموش كند دستور داد رهبران مخالفان را به شام تبعيد كند. آنها در شام بر معاويه شوريدند. عثمان مجبور شد كه آنان را به كوفه باز گرداند، و دگر بار آنها را به حمص تبعيد كرد.
نه تنها در كوفه كه در نقاط ديگر نيز انتقادها بالا گرفت. سرانجام گروهى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرد هم آمدند و ايرادهاى مهم را به وسيله عامر بن قيس- كه مردى پاك طينت و خدا شناس بود- به عثمان رساندند. او به جاى اين كه از اين خيرخواهى سپاسگزارى كند پاسخ اهانت آميزى به فرستاده آنها داد.
وضع مدينه روز به روز ناآرامتر مىشد و فرياد انتقاد بلندتر مىگشت. عثمان، ناچار شد كه گروهى مانند سعيد بن عاص و معاوية بن ابى سفيان و عمرو عاص را براى مشورت دعوت كند و با آنها به شور بنشيند. بعضى گفتند: «صلاح، اين است كه مردم را به جهاد مشغول سازى تا اين مسائل فراموش شود.» ولى سعيد بن عاص، او را به انتقام گيرى از سران انتقاد كنندگان تشويق كرد و گفت: «اگر آنها، رهبران خود را از دست بدهند، متفرّق خواهند شد.» كم كم مردم در انتقاد به عثمان، جسورتر شده و گفتند: تو بنى اميه را بر دوش مردم سوار كردهاى يا عدالت كن يا از خلافت كناره گيرى!» عثمان كه قدرت تصميم گيرى را از دست داده بود، به فرماندهان خود گفت تا مردم را براى جهاد آماده كنند، ولى اين دستور مشكلى را حل نكرد.