پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢ - ٢- جاهليت عرب
«٦٥٦٠ نفر بدون كم و زياد به يارىام خواهند آمد.» ابن عباس مىگويد: «من از تعيين دقيق آنها تعجب كردم و با خود گفتم كه حتما آنان را شماره خواهم كرد.» پانزده روز در ذى قار توقف كرديم تا اين كه صداى شيهه اسبها و استرها بلند شد و لشكر كوفه فرا رسيدند. من آنها را دقيقا شمردم، ديدم درست همان تعدادى هستند كه امام فرمود. گفتم: اللّه اكبر، صدق اللّه و رسوله.
اين تعبير ابن عباس، ممكن است اشاره به اين باشد كه على عليه السّلام اين مسائل را دقيقا از پيامبر شنيده بود و بر اساس آن، پيشگويى مىفرمود.
ابن ابى الحديد، بعد از ذكر اين نكته مىافزايد: هنگامى كه اهل كوفه بر على عليه السّلام وارد شدند، بر آن حضرت سلام كردند و گفتند: شكر خدا را، اى امير مؤمنان! كه ما را به يارى تو اختصاص داد و با نصرت تو گرامى داشت. ما دعوت تو را از دل و جان پذيرفتيم، هر دستورى دارى بفرما!» امام عليه السّلام نيز از احساسات آنها تقدير و تمجيد فرمود و دستور داد براى فرونشاندن آتش فتنه به سوى بصره حركت كنند. [١]
٢- جاهليت عرب
هر قدر در باره عظمت اسلام، به خاطر ظهورش در ميان يك گروه بسيار عقب افتاده و متعصّب و لجوج سخن گفته شود، باز هم كم است. مردم عصر جاهليت، انحرافات بسيار و صفات منفى فراوانى داشتند، ولى بد نيست در اينجا تنها به يكى از آنها يعنى تعصّب و لجاجت فوق العاده و نفوذ ناپذيرى در برابر افكار و سخنان ديگران اشاره كنيم.
يكى از محقّقان مسيحى، معتقد به ارتباط ميان اين تعصّب جاهلى و آب و هواى منطقه حجاز است و مىگويد: «طبيعت منطقه خشك بود و طبيعت مردمش نيز خشك و انعطاف ناپذير. و نفوذ در آنها به وسيله پيامبر اسلام اعجاز بزرگى بود.
[١] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ٢، صفحه ١٨٧- ١٨٨ (با كمى تلخيص).