پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - ١- بسر فرمانده خونريز معاويه
حتى به اصحاب پيامبر نيز رحم نكرد و گفت: اگر با معاويه بيعت نكنند، قطعا، كشته مىشوند. و به اين ترتيب، بر مدينه مسلّط شد و سپس به مكه آمد و آنها را تهديد كرد و از مخالفت بر حذر داشت و گفت: «اگر از در خلاف در آييد، ريشههاى شما را قطع مىكنم و خانهها را ويران و اموالتان را غارت خواهم كرد.» در طائف نيز همين كار را انجام داد.
از آنجا به نجران آمد. مسيحيان نجران را نيز شديدا تهديد كرد و گفت: «اگر خلافى از شما به من رسد، كارى مىكنم كه نسل شما، قطع شود و خانهها و زمينهاى كشاورزيتان، ويران گردد.» او، همين برنامه را ادامه داد تا به صنعا رسيد و همان طور كه در سابق اشاره كرديم، از طريق ارعاب و تهديد و كشتار وسيع و وحشتناك، بر صنعا و يمن مسلّط شد.
هنگامى كه خبر به على عليه السّلام رسيد، جارية بن قدامه سعدى را، با دو هزار نفر، به سوى يمن فرستاد.
مردم يمن كه به على عليه السّلام وفادار مانده بودند، با ورود جارية و سربازانش، قوّت قلب پيدا كرده و بضدّ طرفداران معاويه قيام كردند. آنها از شهرها گريخته، به كوهها پناه بردند. شيعيان على عليه السّلام آنها را تعقيب و جمع آنان را متلاشى كردند و در تعقيب بسر حركت كردند. بسر كه جان خود و يارانش را در خطر ديد، هر روز از جايى به جاى ديگر فرار مىكرد و به هر جا كه مىرسيد، مردمى كه اعمال اين مرد خونخوار را ديده بودند، ضدّ او مىشوريدند. سرانجام، توانست از چنگ مردم بگريزد و خود را به معاويه برساند و باصطلاح پيروزىهاى خود را براى او شرح دهد و گفته مىشود كه او، در اين ماجرا، سى هزار نفر را به قتل رساند و گروهى را به آتش كشيد و سوزاند.
در حديثى آمده است كه على عليه السّلام بسر را با اين عبارت نفرين كرد: «خداوندا! اين مرد دينش، را به دنيا فروخته و بىحرمتى، فراوان كرده و اطاعت مخلوق گنهكارى را، بر اطاعت تو، مقدّم داشته است. خداوندا! او را نميران جز اين كه عقل را از او