پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - آتش افروزان جنگ جمل
اين سخن، اشاره به حركتهاى آشوب طلبانهاى است كه بعد از قتل عثمان و بيعت مردم با على عليه السّلام روى داد. و منظور از حزب شيطان، همان كسانى هستند كه در عصر عثمان به سوء استفاده از بيت المال و سلطه بر پستهاى حسّاس كشور اسلامى دست زده بودند و در انتظار خلافت و مقامات ديگر، بعد از عثمان، روز شمارى مىكردند.
امام عليه السّلام در اين گفتار پر معنا، هشدار مىدهد كه توطئههاى شيطانى در حال شكل گرفتن است و هدف همه آنها اين است كه بار ديگر حيف و ميل در بيت المال و جور و ستم در سرزمين اسلام ظاهر و آشكار گردد و امام عليه السّلام را از اصلاح جامعه اسلامى و مرهم نهادن بر زخمهايى كه در دوران عثمان بر پيكر اسلام و مسلمانان وارد شد، باز دارند.
حضرت سپس در ادامه اين سخن، اين حقيقت را روشن مىسازد كه آنها هيچ دليلى براى مخالفتهاى خود ندارند و تابع هيچ منطق روشنى نيستند:
«به خدا سوگند! آنها هيچ كار خلاف و منكرى از من سراغ ندارند، و انصاف را، ميان من و خود، حاكم نكردهاند، «و اللّه! ما أنكروا عليّ منكرا، و لا جعلوا بيني و بينهم نصفا» [١].
در اين جمله، امام عليه السّلام اشاره به طلحه و زبير و گروه پيمان شكنان (ناكثين) مىكند و به طور سربسته، به بهانه واهى آنها اشاره مىفرمايد. بهانه آنها، قتل عثمان بود.
حضرت، در جملههاى بعد، به طور مشروحتر بيانات بسيار كوبندهاى در باره آنان فرموده است.
آرى، تمام كتابهاى تاريخى گواهى مىدهد كه قتل عثمان، چيزى نبود كه به امام عليه السّلام نسبت داده شود، بلكه كسى كه بيش از همه براى خاموش كردن فتنه در
[١] «نصف» (بر وزن الف) و «نصف» (بر وزن جسم) هر دو به معناى «انصاف و عدالت و حدّ اعتدال» است. و اين كه به نيمى از هر چيزى، نصف گفته مىشود، به همين دليل است.