پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - ترجمه
خطبه در يك نگاه
اين خطبه- همان گونه كه از عنوانش پيدا است- به بيعت شكنى طلحه و زبير و سپس به حوادث تلخ جنگ جمل نظر دارد، و نيز به مسأله خون «عثمان» كه دستاويزى براى جنگ طلبان جمل و بعد از آن، بهانهاى براى آتش افروزان شام گرديد- اشاره مىكند و آنها را با تهديدهاى روشنى، مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهد. حضرت، در پايان خطبه، به تهديدهايى كه دشمنانش نسبت به او داشتند، پاسخ دندان شكن مىدهد.
اين خطبه، از نظر محتوا، با خطبه ١٠، ٢٦ و ١٧٢ تناسب و شباهت قابل ملاحظهاى دارد و به همين دليل، احتمال دارد كه هر كدام از اين خطبهها، بخشى از خطبه واحدى بوده كه سيد رضى رحمه اللّه آن را تجزيه كرده و هر كدام را به تناسبى، در جايى نقل كرده است.
جالب اين كه طبق روايتى، عمرو بن عاص، روزى به عايشه گفت: «لوددت أنّك قتلت يوم الجمل!، من، دوست داشتم كه تو، در روز جنگ جمل كشته شده بودى!» عايشه با تعجب پرسيد: «و لم؟ لا أبا لك!» اى بىاصل و نسب! به چه دليل؟». عمرو عاص در پاسخ گفت: «كنت تموتين بأجلك و تدخلين الجنّة و نجعلك أكبر التّشنيع على علىّ،» تو با مرگ خود، از دنيا مىرفتى و داخل بهشت مىشدى و ما، قتل تو را، بزرگترين دستاويز براى بدگويى به على قرار مىداديم.» [١] بعضى از شارحان نهج البلاغه معتقدند كه اين خطبه، از خطبههاى مربوط به جنگ صفّين است و اشاراتى كه در آن آمده، متوجّه به معاويه است، [٢] ولى از عنوانى كه سيد رضى، رحمه اللّه براى آن انتخاب كرده نيز كلام ابن ابى الحديد [٣] و غير او، استفاده مىشود كه اين خطبه، هر چند مضامينش با هر دو گروه تناسب دارد، تنها، مربوط به پيمان شكنان جنگ جمل است.
[١] علامه مجلسى، اين حديث را از احتجاج طبرسى نقل كرده است. بحار الانوار، جلد ٣٢، صفحه ٢٦٧، حديث ٢٠٦.
[٢] شرح قطب راوندى، جلد ١، صفحه ١٨٨.
[٣] شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، جلد ١، صفحه ٣٠٥.