پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - نكته سرنوشت گرانباران!
هنگامى كه وارد شهر شدند، گفتند: «بايد در قصر استاندارى، اجلال نزول فرماييد.» سلمان گفت: «من به شما گفتم كه امير نيستم تا در دار الإماره منزل گزينم!» او دكانى را در بازار انتخاب و از صاحب آن اجاره كرد و همان جا را مركز حكومت و قضاوت خود قرار داد.
وى تنها چيزى كه با خود داشت، زير اندازى كوچك براى نشستن و ظرفى براى وضو گرفتن و عصايى براى راه رفتن بود.
در آن ايام كه سلمان در آنجا حكومت مىكرد، سيل شديدى آمد و بخش عظيمى از شهر را فرا گرفت. فرياد مردم از هر سو بلند شد. گروهى فرياد مىزدند:
«فرزندان ما چه شد؟ بر سر خانواده ما چه آمد؟ اموال ما به چه سرنوشتى گرفتار شد؟» سلمان زيرانداز خود را بر دوش گرفت و ظرف آب و عصاى خود را برداشت و بر يك بلندى قرار گرفت و فرمود: «هكذا ينجو المخفّفون يوم القيامة»، اين گونه، سبكباران، در روز قيامت، اهل نجات مىشوند. [١] بىشك، سلمان- كه در جنگ احزاب، براى نجات لشكر اسلام، آن تدبير ويژه را پيشنهاد كرد- كسى نبود كه از حال مردم در آن شرايط غافل شود. هدف او از اين كار، اين بوده است كه با روح تجمل پرستى ايرانيان آن روز در پايتخت بزرگ ساسانى مداين، به ستيز برخيزد و به آنها كه غرق آن زندگى بسيار پر زرق و برق و اسراف كارانه بودند، هشدار دهد و عواقب شوم اين گونه زندگانى را نشان دهد.
اين، همان است كه مولا على عليه السّلام در خطبه بالا، در جمله كوتاهى كه دو كلمه بيش نيست، ولى يك دنيا معنا دارد، بيان فرموده است: «تخفّفوا تلحقوا»، سبكبار شويد تا به منزل برسيد! اينك به سراغ كلام «شريف رضى» مىرويم كه بعد از ذكر اين خطبه مىگويد:
اين گفتار امام عليه السّلام جز سخن خدا و پيامبر اسلام، با هر سخنى سنجيده شود، بر آن، برترى خواهد داشت و از آن پيشى مىگيرد. مخصوصا جمله «تخفّفوا
[١]- منهاج البراعة، جلد ٣، صفحه ٣٠٤.