پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - آيا مرا تهديد مىكنيد؟
بردارند. در اين بخش- كه آخرين بخش اين خطبه است- به آنها هشدار مىدهد كه اگر گوش به حرف حساب ندهند، با زبان شمشير، با آنها سخن خواهد گفت، همان شمشيرى كه پاسخ زورگويان و هوا پرستان خود محور است.
مىفرمايد: اگر آنها از پذيرفتن حق سرباز زنند، لبه تيز شمشير را به آنها مىبخشم، (فإن أبوا أعطيتهم حدّ السّيف).
همان شمشيرى كه بهترين درمان باطل (در برابر زورگويان منطق نشناس) و يار و ياور حق (در برابر ستمگران خودكامه) است، و كفى به شافيا من الباطل و ناصرا للحقّ! اين كه مىگويند پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در يك دست خود قرآن را گرفته و در دست ديگر شمشير را، بيان يك واقعيّت مسلّم در حكومتهاى الهى است. آنها بايد قبل از هر چيز، به مسائل منطقى روى آرند و براى اصلاح فرهنگ جوامع فاسد بكوشند و تا آنجا كه در توان دارند، با اندرز و نصيحت و دلايل روشن عقلانى، خطا كاران را از اشتباه بيرون آورند، ولى بديهى است كه هميشه، گروهى وجود دارند كه پردههاى خودخواهى و هوا پرستى، عقل و وجدان آنها را پوشانده و چيزى جز زبان شمشير را درك نمىكنند.
رهبران حكومتهاى الهى، در برابر اين گونه افراد، متوسّل به زور مىشوند و تكيه بر قدرت مىكنند و قاطعانه، آنها را درهم مىكوبند و اين، آخرين دارو براى درمان بيمارى فكرى و اخلاقى اين گونه افراد است، إنّ آخر الدّواء الكىّ، آخرين دواى زخمهاى غير قابل علاج، داغ كردن و سوزاندن است. [١] در واقع، جمله «شافيا من الباطل» و جمله «ناصرا للحقّ» لازم و ملزوم هماند، چرا كه درمان باطل، سبب يارى حق و يارى حق، سبب فرو نشستن باطل است.
[١] اين جمله، يك ضرب المثل معروف عرب است، ولى در روايات اسلامى، از جمله خطبه ١٦٨ نهج البلاغه، نيز به آن اشاره شده است.