پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - نكته
به او نمىدهند (و لا يعطى البقاء من أحبّه).
ممكن است كه پايان زندگى دير و زود داشته باشد، ولى به قول معروف سوخت و سوز ندارد و دنبال آب حيات گشتن و جرعهاى از آن سر كشيدن و هميشه زنده ماندن، خيال باطل و فكر محال است.
نكته
شك نيست كه در اين جهان هستى، غير از ذات پاك پروردگار همه چيز تدريجا كهنه و فرسوده مىشوند و راه فنا و مرگ را پيش مىگيرند.
خورشيد- كه بزرگترين ستاره منظومه شمسى است و حجم آن يك ميليون و دويست هزار مرتبه از كره زمين بيشتر است- سرانجام خاموش و تاريك مىشود و مىميرد، چرا كه در هر شبانه روز، مقدار عظيمى از مادّه آن تبديل به انرژى مىشود و در فضا پخش مىگردد. كره زمين و تمام سيّارات و همه كهكشانها، سرانجام مرگى دارند.
اصولا تولّد، خود بهترين دليل بر مرگ است، چرا كه اگر چيزى جاودانه شد، نه تولّدى دارد و نه مرگى.
بنا بر اين تصوّر اين كه كسى حيات جاودان داشته باشد، تصوّرى است باطل و بر خلاف قانون قطعى آفرينش. آيه شريفه، «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»، هر انسانى چشنده مرگ است»، و از آن بالاتر آيه «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ»، هر چيزى فانى مىشود جز ذات پاك خدا»- از عموماتى است كه هيچ استثنايى بر نمىدارد و تخصيصى بر آن وارد نمىشود.
بنا بر اين ترس از مرگ ترسى است بدون دليل و انتظار حيات جاودان انتظارى است بىمعنا.
آنچه مهم است اين است كه آماده مرگ باشيم و از حيات خود، بنحو احسن استفاده كنيم، و مرگ را نه به معناى فناى مطلق، بلكه به معناى انتقال از سراى