پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - نكته باز هم عوامل ضعف و شكست
دوم، نداشتن برنامه و نقشه صحيح در برابر نقشههاى شوم و حساب شده دشمن است، كه در جمله «تكادون و لا تكيدون» به آن اشاره شده است.
سوم ناچيز شمردن حوادث بظاهر كوچك- و در واقع بزرگ- كه در جمله «و تنتقص أطرافكم فلا تمتعضون» به آن اشاره شده است.
بسيارى از حوادث كوچك، از مسايل مهم پنهانى پرده بر مىدارند. گاه، يك تغيير جزئى در سطح بدن، خبر از ويرانى مهمى در درون مىدهد.
در مسائل اجتماعى و سياسى و نظامى نيز همين گونه است.
هنگامى كه ببينيم دشمن، به يك منطقه كوچك مرزى حمله ور شده يا شخصيتى را به قتل رسانده، بايد بدانيم كه خود را براى درگيرىهاى بزرگتر آماده كرده و گرنه، چنين جرأت و جسارتى به خود نمىداد.
اين نخستين جرقهها را بايد مهم شمرد و از كانون مهم آتشى كه پشت آن نهفته است، غفلت نكرد.
چهارم، اين كه دشمن بيدار باشد و دوست در خواب. او پيوسته به تهيه عدّه و عدّه مشغول گردد و ما با خوش باورى و ساده انديشى، وضع موجود را صلح آبرومندانه و شرافتمندانه بپنداريم و آن گاه از خواب بيدار شويم كه فاصله ميان ما و دشمن، آن اندازه شده باشد كه فرصتى براى پر كردن آن نداشته باشيم! پنجم، ترس از مرگ و فرار از شهادت در راه خدا كه در جمله «و ايم اللّه! انّى لأظنّ ...» به آن اشاره شده است.
نوعا، انسانها غافل از اين هستند كه ترس از مرگ، خود، عامل مرگ است و آمادگى براى ايثار و جانبازى، خود، عامل حفظ جان است.
اين بود بخشى از نكات مهمى كه امام امير المؤمنين على عليه السّلام در ارتباط با عوامل ضعف و شكست، به آن اشاره فرموده و در بحث آينده نيز اين مسأله پيگيرى مىشود.
در خطبه ٢٥ (در همين جلد) بحثهاى ديگرى در اين زمينه آمده است و در