پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - شرح و تفسير
علاقمند به خانه و لانه و وطن خويشند، آن هم بدون مبارزه با دشمنان محفوظ نمىماند و اگر علاقمند به امام و پيشوايتان هستيد، كدام امام و پيشوا بهتر از آنچه داريد پيدا مىشود؟ پس درد شما چيست؟ و مشكل شما كجا است؟
امام عليه السّلام در ادامه اين سخن آنها را به خاطر مكر و فريب و سستى و بىتفاوتىشان شديدا مورد سرزنش قرار مىدهد، مىفرمايد:
«به خدا سوگند! فريب خورده واقعى كسى است كه فريب شما را بخورد! المغرور- و اللّه!- من غررتموه [١].
زيرا ممكن است كه شخص شيّاد فريبكارى، بخشى از سرمايه و زندگى انسان را ببرد يا لباس و خانه او را بربايد، امّا شما با فريبكارى خود همه چيز مرا غارت كرديد و به تمام سرنوشت مسلمانان پشت پا زديد و عدل و دادگرى، پاكى و تقوى، عزّت و سربلندى، حقوق مردم و مستضعفان را بر باد داديد. سپس مىافزايد:
«كسى كه بخواهد به وسيله شما، پيروز، شود به خدا سوگند! همانند كسى است كه در قرعهكشى و بخت آزمايى، برگ نابرندهاى نصيبش شود، و من فاز بكم، فقد فاز- و اللّه!- بالسّهم الأخيب» [٢].
اشاره به اين كه كمك و همكارى شما به هيچ وجه حساب شده نيست و كسى كه اعتماد بر همكارى شما كند، مانند كسى است كه در يك قرعه كشى شركت كرده كه نتيجه آن در پايان، برگ نابرنده است.
مسأله قرعه كشى و بخت آزمايى در ميان عرب با تشريفات خاصّى معمول بوده است. آنها شترى را مىخريدند و آن را به قسمتهاى متعدّدى تقسيم مىكردند، سپس ده چوبه تير داشتند كه هر كدام از آنها نامى داشت و بر روى آن نوشته شده بود. هفت عدد از تيرها، به ترتيب، برنده يك سهم و دو سهم، تا هفت سهم
[١] مقدم شدن «المغرور»- كه در واقع، خبر مبتدا است- در اينجا، معناى حصر را مىرساند، يعنى فريب خورده واقعى، تنها چنين كسى است.
[٢] «اخيب»، از ماده «خيب»، در اصل، به معناى «محروم شدن و از دست رفتن مطلوب» است و «سهم اخيب» به چوبه تيرى مىگويند كه به هنگام بخت آزمايى علامت باخت را دارد.