پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - نكته آخرين تصميم يك رهبر شجاع!
سپس پيكر ما را بسوزانند و بار ديگر زنده شويم و اگر هفتاد بار اين كار تكرار گردد، دست از حمايت تو- كه حمايت حق و عدالت است- بر نمىداريم. [١] امام امير المؤمنين على عليه السّلام در نامه ٣٦، از نامههاى نهج البلاغه نيز به همين معنا در قالب عباراتى ديگر، اشاره فرموده است، آنجا كه در پاسخ برادرش عقيل، كه به صورت فرمانده لشكرى به سوى دشمن اعزام شده بود، مىفرمايد:
«و أمّا ما سألت عنه من رأيى فى القتال، فانّ رأيى قتال المحلّين حتّى ألقى اللّه لا يزيدني كثرة النّاس حولى عزّة و لا تفرّقهم عنّى وحشة و لا تحسبنّ ابن أبيك- و لو أسلمه النّاس- متضرّعا متخشّعا و لا مقرّا للضّيم واهنا».
امّا آنچه در مورد جنگ از من پرسيدهاى و نظر مرا در اين باره خواستهاى، عقيده من اين است كه با كسانى كه پيكار با ما را حلال مىشمارند، پيكار كنم تا آن گاه كه خداوند را ملاقات كنم. (بدان و آگاه باش)! نه كثرت جمعيّت در اطرافم، موجب عزّت من خواهد شد و نه متفرق شدن آنان از اطرافم، موجب وحشت.
هرگز گمان مبر كه فرزند پدرت- هر چند مردم دست از يارى او بردارند- به تضرّع و خشوع افتد و يا در برابر ظلم و ستم، سستى به خرج دهد و تسليم گردد! در داستان موسى بن عمران عليه السّلام نيز مىخوانيم كه قوم او وقتى به دروازههاى بيت المقدس رسيدند، از قدرت گروه عمالقه- كه حاكم بر آنجا بودند- به وحشت افتادند و تصميم و اراده آنها سست گشت و سر به نافرمانى در برابر موسى عليه السّلام و برادرش هارون عليه السّلام برداشتند و با صراحت گفتند كه تا آنها در اين سرزمين هستند، ما هرگز وارد آن نخواهيم شد، لذا تو و پروردگارت- كه وعده پيروزى به تو داده است- برويد و با آنها بجنگيد، هنگامى كه پيروز شديد ما را خبر كنيد. ما در اينجا نشستهايم: «قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ». [٢]
[١] براى آگاهى بيشتر بر مضمون خطبه امام عليه السّلام در آن شب تاريخى و جوابهاى بسيار شجاعانه يارانش در برابر امام عليه السّلام، به جلد ٤٤، بحار الانوار، صفحه ٣٩٢ به بعد مراجعه فرماييد.
[٢] سوره مائده، آيه ٢٤.