پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - شرح و تفسير سرنوشت دنياپرستان
بگيرند بهتر از اين است كه روز قيامت خدا را ملاقات كنى در حالى كه خون حسين عليه السلام بر گردن تو باشد. ابن سعد گفت: مىپذيرم. عبداللَّه بن يسار مىگويد:
نزد عمر سعد آمدم رو به من كرد و گفت: امير ابن زياد چنين دستورى به من داده و من خوددارى كردم گفتم: كار بسيار خوبى كردى. سپس از نزد عمر سعد خارج شدم ولى كسى آمد خبر داد كه ابن سعد مردم را براى جنگ با امام حسين عليه السلام دعوت مىكند. با عجله نزد او برگشتم، او نشسته بود، هنگامى كه مرا ديد صورتش را از من برگرداند. فهميدم كه عزم خود را براى اين كار جزم كرده (و سخن گفتن با او فايدهاى ندارد). [١]
مىدانيم كه اين مرد كوردل هرگز به مقصود خود نرسيد و در ميان مردم كوفه انگشتنما بود و حتى كودكان كوفه هنگامى كه او را مىديدند به او سنگ پرتاب مىكردند و مىگفتند: «هذا قاتل الحسين عليه السلام». و اين است همان كوردلى كه امام عليه السلام در كلمات حكيمانه مذكور به آن اشاره كرده است.
آنگاه امام عليه السلام به پايان كار اين گروه از دنياپرستان كوردل اشاره كرده، مىفرمايد: «اين وضع همچنان ادامه مىيابد تا آنجا كه (پنجه مرگ) گلويش را مىفشارد و او را به گوشهاى مىاندازد در حالى كه رگهاى حياتش قطع شده، مرگ او در پيشگاه خداوند بىاهميت و افكندنش به گورستان براى دوستانش آسان است»؛
(كَذلِكَ حَتَّى يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ فَيُلْقَى بِالْفَضَاءِ مُنْقَطِعاً أَبْهَرَاهُ، هَيِّناً عَلَى اللَّهِ فَنَاؤُهُ، وَ عَلَى الْإِخْوَانِ إِلْقَاؤُهُ)
. «كظم» در اصل به معناى بستن سر مَشكى است كه پر از آب باشد و از روى كنايه، به گلو بهخصوص در زمانى كه انسان پر از خشم شده باشد و از ابراز خشم خوددارى كند اطلاق مىشود.
«ابهراه» تثنيه «ابهر» اشاره به دو رگى است كه خون را از تمام بدن به قلب
[١]. تاريخ طبرى، بنا به نقل شرح نهجالبلاغه مرحوم شوشترى (بهجالصباغه)، ج ١١، ص ٥٩٣.