پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - شرح و تفسير بهترين شهرها
ولى حق اين است كه تضادى در ميان اين دو نيست. بدون شك اگر انسان بتواند در وطن خويش با دوستان و خويشاوندان و آشنايان زندگى كند و از آزادى و عزت و شرف و آبرو و آرامش برخوردار باشد آنجا از همهجا بهتر است و حديث
«حب الوطن من الايمان»
نيز كه حديث مشهورى است اين معنا را تأييد مىكند و در حديثى از امام سجاد عليه السلام در كتاب شريف كافى آمده است:
«إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يكُونَ مَتْجَرُهُ فِى بَلَدِهِ وَ يكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يكُونَ لَهُ وُلْدٌ يسْتَعِينُ بِهِمْ
؛ از سعادت انسان اين است كه محل كسب و كار او در شهر خودش باشد و دوستانى صالح و درستكار و فرزندانى كه از آنها كمك بگيرد داشته باشد». [١]
ولى با اين حال نبايد عشق و علاقه به زيستن در وطن را به عنوان يك اصل غير قابل استثناء دانست بسيار مىشود كه انسان در وطنش جز ذلت و عقبماندگى نصيبى ندارد در حالى كه اگر بهجاى ديگرى مهاجرت كند درهاى پيشرفت و موفقيت به رويش گشوده مىشود. در اين صورت آيا سزاوار است تعصب حب وطن او را از مهاجرت بازدارد؟
و به گفته سعدى:
|
سعديا حب وطن گرچه حديثى است صحيح |
نتوان مُرد به سختى كه من اينجا زادم |