پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - شرح و تفسير فلسفه ثواب و عقاب
خداوند ثواب و عقاب را بر طاعت و معصيت قرار داده تا بندگانش را بهسوى بهشتش سوق دهد. (توجه داشته باشيد كه اين واژه اجوف واوى است و اجوف يايى آن به معناى ديگرى است.)
تعبير به «وضع الثواب ...» سبب شده است كه در ميان شارحان نهجالبلاغه بحثهايى درباره هماهنگى اين كلام با مذهب اشاعره يا عدليه صورت گيرد.
مىدانيم اشاعره منكر حسن و قبح عقلى هستند بنابراين اوامر و نواهى را تابع مصالح و مفاسد نمىدانند و همچنين ثواب و عقاب را امر عقلى نمىشمرند بلكه معتقدند همه اينها قراردادى و طبق وضع شارع مقدس است در حالى كه پيروان مكتب عدل (شيعه و معتزله) معتقدند كه حسن و قبح، عقلى است؛ آنچه خداوند امر فرموده داراى مصلحتى بوده و آنچه نهى كرده داراى مفسدهاى و اين مصالح و مفاسد سبب اوامر و نواهى پروردگار شده است. ثواب و عقاب نيز يك امر عقلى است چراكه مطيع و عاصى نمىتوانند در ترازوى عقل يكسان باشند به همين دليل خداوند به مطيعان پاداش نيك و به عاصيان كيفر و مجازات مىدهد.
ولى قابل توجه اينكه اگر خداوند هيچ ثواب و عقابى بر اطاعت و معصيت قرار ندهد بلكه همان مصالح و مفاسد را كه در طاعات و معاصى است سبب امر و نهى قرار دهد كارى برخلاف عدالت و حكمت و حكم عقل انجام نداده است.
مثلًا اگر طبيب به بيمار دستور دهد فلان دارو را مصرف كن و اين امر طبيب داراى فوائدى براى اين بيمار باشد همين نكته براى صحت امر طبيب كافى است و نياز به پاداش و جزاى اضافهاى ندارد و همچنين اگر بيمار را از بعضى كارها بازدارد به دليل زيانى كه در آن كارهاست، نهى او حكيمانه است و نيازى به كيفر ندارد.
اوامر و نواهى الهى نيز اگر تنها به دليل مصالح و مفاسد آنها باشد كاملًا حكيمانه است و نيازى به پاداش و كيفر ندارد.