پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٩ - شرح و تفسير هر دو گروه هلاك مىشوند
جوانان پرداختند و آن حضرت در حديثى فرمود:
«احْذَرُوا عَلَى شَبَابِكُمُ الْغُلَاةَ لايُفْسِدُوهُمْ فَإِنَّ الْغُلاةَ شَرُّ خَلْق اللَّه يُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ وَ يَدَّعُونَ الرُّبُوبِيَّةَ لِعِبَادِ اللَّه
؛ مراقب باشيد غلات، جوانان شما را نفريبند و فاسد نكنند زيرا غلات بدترين خلق خدا هستند عظمت خدا را كوچك مىشمرند و ربوبيت را براى بندگان خدا قائلاند». [١]
به نظر مىرسد اين صفت زشت از يكى از اين دو چيز سرچشمه مىگيرد:
نخست، نشناختن خداوند و عدم آگاهى از حقيقت آفرينش بشر. كسى كه بداند خداوند وجودى است از هر نظر نامحدود، علمش، قدرتش، وجودش و ديگر صفاتش هرگز حد و پايانى ندارد ولى انسانها هرقدر والامقام باشند ازنظر عمر و قدرت و علم و ساير صفات، داراى محدوديتهايى هستند چگونه ممكن است صفات دريا را براى قطره آبى قرار دهد؟ يا نور آفتاب را با نور يك چراغ يكسان بشمرد؟ ولى آنها كه از اين مسائل غافلاند دست به دامن غلو مىزنند و تمام صفات خدا يا بعضى از صفات او را براى بعضى از بندگانش قائل مىشوند.
ديگر اينكه انسان بر اثر حب ذات افراطى علاقه دارد هرچه متعلق به اوست بسيار مهم باشد تا او نيز بر اثر انتساب به آن كسب اهميت كند. گاه پدرش را تجليل مىكند و صفاتى كه هرگز در او وجود نداشته براى او مىشمرد تا خودش كه فرزند اوست در سايه اين دروغپردازىها بزرگ جلوه كند.
اين امر در مورد پيشوايان نيز صادق است، سعى مىكند پيشوايش را در حد خدايى توصيف كند تا خود نيز كه پيرو چنين پيشوايى است از اين طريق عظمتى كسب نمايد.
گاه مشاهده معجزات و كرامات از اولياى دين نيز سبب مىشود كه افراد نادان به آنها نسبت خدايى بدهند در حالى كه آنها تصريح مىكردند كه آنچه ما انجام
[١]. بحارالانوار، ج ٢٥، ص ٢٦٥.