پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧ - شرح و تفسير زيانكارترين انسانها
و بر بدن او نشست و مقدرات الهى واقع شد. در آن حال مىگفت: تاكنون به خاك افتادن كسى را نديدم كه از من بدبختتر باشد. و اين در حالى بود كه سالها همراه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جهاد كرده و از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حمايت نموده بود.
سرانجام اين افتخارات را از دست داد. حسن بصرى مىافزايد: من قبر او را ديدم كه عابران آن را آلوده كرده بودند. اما زبير؛ او نيز هنگامى كه پشيمان شد و از جنگ جمل كنارهگيرى كرد بهسراغ يكى از قبايل عرب آمد و گفت: مرا پناه بدهيد. به او گفتند: اى زبير! تو قبلًا به ديگران پناه دادى و نياز به پناه نداشتى. از چه چيز مىترسى؟ به خدا سوگند پسرت باعث اين ترس تو شده است. در اين هنگام ابن جرموز بهسراغ او رفت و او را به قتل رساند. و به خدا سوگند هرگز كسى را ضايعتر از او نديدم. قبر او در سرزمين وادى السباع، محلى است كه شغالان آن را آلوده مىكنند.
سپس مىافزايد:
«وَلَمّا خَرَجا لَم يُدْرِكا ما طَلَبا ولَم يَرجِعا إلى ما تَرَكا
؛ آرى، اين دو نفر از دنيا رفتند و به آنچه مىخواستند، نرسيدند (و آنچه را از دست دادند نيز دوباره بهدست نياوردند)». [١]
[١]. جمل، ص ٣٨٤ و ٣٨٥.