پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - شرح و تفسير كدام حق است و كدام خرافه؟
معناى عمل خوب و بد بهكار مىرود.
اما اينكه چرا از فال بد نهى شده است؟ براى اينكه اولا يك مسأله خرافى است و هيچگونه رابطهاى در ميان پرواز پرندگان، يا بهويژه كلاغ و حوادث شوم وجود ندارد و ثانيا باعث تضعيف روحيهها و سستى ارادهها مىگردد.
به همين دليل در روايات اسلامى نكوهش شديدى درباره فال بد زدن و تطير ديده مىشود تا آنجا كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«الطيرة شرك
؛ فال بد زدن نوعى شرك است» [١] زيرا مفهومش اين است كه غير از خدا را در سرنوشت خودمان مؤثر و شريك بدانيم و اين نوعى شرك است.
در روايت ديگرى از همان حضرت مىخوانيم:
«مَن خَرَج يُريدُ سَفَراً فرجَع مِن طَيرٍ فقد كَفَر بما انزِل على محمّدٍ صلى الله عليه و آله
؛ كسى كه اراده سفرى كند و از منزل بهسوى مقصد حركت نمايد ولى پرندهاى را ببيند و به فال بد بگيرد و به خانه برگردد به آنچه بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل شده كافر گرديده است». [٢] زيرا پريدن پرندهاى را در سرنوشت خود مؤثر دانسته به گونهاى كه او را از حركت بهسوى مقصد بازداشته است.
و در روايات اسلامى دستور داده شده است كه به فال بد اعتنا نكنيد و توكل بر خدا كنيد هيچ مشكلى براى شما پيش نخواهد آمد. در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است:
«الطّيرةُ شِركٌ ولكنّ اللَّه عزّ وجلّ يُذهِبَه بالتوكُّل
؛ فال بد زدن نوعى شرك است و ليكن خداوند متعال آن را با توكل از بين مىبرد». [٣] اين سخن را با حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم:
«أَنَ
النَّبِى صلى الله عليه و آله كَانَ يحِبُّ الْفَأْلَ الْحَسَنَ وَ يكْرَهُ الطِّيرَةَ وَ كَانَ عليه السلام يأْمُرُ مَنْ رَأَى شَيئاً يكْرَهُهُ وَ يتَطَيرُ مِنْهُ أَنْ يقُولَ اللَّهُمَّ لَايؤْتِى الْخَيرَ إِلَّا أَنْتَ وَ لَايدْفَعُ السَّيئَاتِ إِلَّا أَنْتَ
[١]. مسند احمد، ج ١، ص ٣٨٩.
[٢]. كنزالعمال، ج ١٠، ص ١١٤، ح ٢٨٥٧٠.
[٣]. مستدرك حاكم، ج ١، ص ١٧.