پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - نكته با جابر بن عبداللَّه انصارى بيشتر آشنا شويم
بن عبداللَّه انصارى وارد شدم و به او سلام كردم. پاسخ سلام مرا گفت. بعد سؤال كرد گفت: تو كيستى؟- و اين بعد از آن بود كه نابينا شده بود- گفتم: محمّد بن على بن الحسين هستم. گفت: فرزندم نزديك من بيا. به نزديك او رفتم. دست مرا بوسيد و خم شد تا پاهاى مرا ببوسد كه من خود را عقب كشيدم. سپس به من گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو سلام رساند. گفتم: سلام و رحمت و بركات الهى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله باد. اى جابر! اين بيان چگونه بوده است؟ جابر عرض كرد: من روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودم، فرمود: اى جابر! گويا تو باقى مىمانى تا مردى از فرزندان مرا ملاقات كنى كه نامش محمّد بن على بن الحسين است. خداوند نور و حكمت و دانش را به او مىبخشد. سلام مرا به او برسان». [١]
داستان زيارت قبر امام حسين عليه السلام توسط جابر در اوّلين اربعين، مشهور است و از نشانههاى عشق و علاقه او به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد كه در آن سن و سال در حالى كه نابينا بود مسير ميان مدينه و كربلا را طى كرد و خود را در ميان انبوه مشكلات به آنجا رسانيد و آن زيارت پرمعناى مخصوص را در كنار قبر حضرت خواند و گريست.
جابر بن عبداللَّه انصارى در سال ٧٤ هجرى قمرى در حالى كه ٩٤ ساله بود در شهر مدينه چشم از دنيا بربست. [٢]
[١]. بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٢٢٧، ح ٨.
[٢]. براى اطلاع بيشتر از حالات جابر مىتوانيد به كتاب اعيان الشيعه، ج ٤، ص ٤٥ و سفينة البحار مرحوم محدث قمى ماده «جبر» مراجعه كنيد.