آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣ - تفسير
ابو مسلم گفته: نفاثات زنانيند كه رأى مردان را بدنبال خود ميكشند، چون عزم و رأى را عقده گويند و برگرداندن از رأى را به دم تعبير كرد و چون گرهگشا ميدمد.
«مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ» زيرا حسد حسود را وادارد تا به محسود بدى رساند و بايد از شرش بخدا پناه برد گفتند مقصود از شرّ خودش و چشمش هر دو است چون بسا بهر دو ضربت زند و زيان رساند، در حديث است كه عين حق است و سخن در باره آن گذشت و روايت است كه ناقه عضباء پيغمبر هميشه در مسابقه جلو بود و يك عرب بيابانى بر شتر سوارى خود آمد و با آن مسابقه داد و پيش افتاد و بر صحابه گران آمد، پيغمبر ٦ فرمود: بر خداست كه چيزى را در جهان بالا نبرند جز پستش كند.
و از انس روايت است كه پيغمبر ٦ فرمود: هر كه چيزى بيند و خوشش آيد بگويد: اللَّه الصمد ما شاء اللَّه لا قوة الا باللَّه، تا ضررى نرسد، و از انس است كه پيغمبر ٦ بسيار حسن و حسين ٧ را با اين دو سوره تعويذ ميداد پايان از نهايه است كه بئر ذروان بذال فتحه دار و راء ساكن چاه بنى رزيق بوده در مدينه و راعوفه سنگى سنگ مردنشين ته چاه و گفتهاند: سنگ سر چاه بوده كه زير پاى آبكشانست جفّ طلعه قاب گل خرما است.
بيضاوى گفته: «مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ» يعنى شر نفوس يا زنان جادوگر كه بر رشته گره زنند و بر آن دمند با آب دهن و آن را ياد آورى كرده براى آنكه يك يهودى با يازده گره در بند كمان پيغمبر را ٦ جادو كرد و آن را در چاهى نهان كرد و آن حضرت بيمار شد و معوّذتين نازل شدند و جبرئيل جاى جادو را بوى خبر داد و على ٧ را فرستاد تا آن را آورد و آن دو سوره را بر آنها خواند و با هر آيه يك گره گشوده شد و اندكى حال آن حضرت بهتر شد.
و از اينجا نبايدش كه كافران در اينكه او را مسحور خواندند راست گفته