آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٣ - اخبار اين باب
نويد دهم و آرزو اندازم تا گناه كنند و چون كردند استغفار را از يادشان ببرم، گفت: تو براى آنى و تا قيامت او را بر آن گماشت.
٧- در علل- ١٧٨- باسنادش از ابى بصير كه از امام ششم ٧ خناس را پرسيدم فرمود: ابليس است كه دل آدمى را بكام گيرد و چون خدا ياد شود نهان گردد و از اين رو خناس نام گرفته.
٨- تفسير الفرات: باسنادش از امام حسن ٧ در آنچه كعب الاحبار از امير المؤمنين پرسيد و آن حضرت فرمود: چون خدا خواست آدم را آفريند، جبرئيل را فرستاد و مشتى از خاك روى زمين برگرفت و با آب شيرين و شور خمير كرد و طبايع را در آن در آميخت پيش از آنكه جانش بخشد، از صحنه زمينش ساخت و چون كوه بزرگى آن را انداخت.
ابليس آن روز دربان آسمان پنجم بود، و از سوراخ بينى آدم درون ميشد از دبرش بيرون مىآمد و دستى بر شكمش ميزد و ميگفت: براى چه آفريده شدى اگر فرمانده من شوى از تو فرمان نبرم و اگر فرود من باشى بتو كمك كنم، و در بهشت هزار سال تا هنگام دميدن روح در آن ماند الحديث.
٩- در كافى اصول- ٢: ٣٨٦- باستنادش از مسعده كه شنيدم امام ششم ٧ را پرسيدند از اينكه كفر قديمتر است يا شرك؟ فرمود: كفر، زيرا ابليس نخست كافر است و كفرش شرك نبود زيرا با خدا دعوى پرستش ديگرى نداشت، و پس از آن به بتپرستى دعوت كرد و مشرك شد.
١٠- و از همان- ٢٧٠- روضه- باسنادش از عبد الحميد بن ابى علاء كه امام ششم بمن فرموده: اى ابا محمّد بخدا اگر ابليس پس از نافرمانى و تكبر تا عمر دنيا براى خدا سجده كند او را سود ندهد، و خدا عزّ و جلّ آن را از او نپذيرد تا بر آدم چنانچه خدايش فرمود سجده نكند- الحديث- ١١- در علل: باسنادش كه ابو حنيفه نزد امام صادق ٧ آمد و امام باو