آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩ - نقل سخن دانشمندان و تحقيق در آن
باشد ولى دليلى ندارد.
و فلاسفه اسلامى به پيروى ماديين گويند ماده لطيف ناپيدائى از ديده شور چشم برآيد و بسوراخهاى تن چشم خورده خرد و آنگه خدا هلاكش كند مانند زهر خورده، در دعوى قطع خطا گفتند گرچه جاى احتمال هست- پايان-.
و اين سخن درستى است ولى ابن عربى بسختى منكر آنست، و گفتهاند زهر چشم شورچشم است كه با خيره شدن تف آن بچشم خورده رسد مانند تف زهر افعى كه بكسى پيوندد.
و يكم را رد كرده به اينكه اگر اثر ديده بود در هر حال بود و چنين نيست و دوم را باينكه زهر افعى جزء آنست ولى شور چشم زهر ندارد جز بديدن و آن خارج از او است.
و گفته حق اينست كه اثر چشم آفرينش خداست در هر جا خواهد و بسا آن را بواسطه استعاذه يا جز آن دفع كند و يا پس از وقوعش بدعا و غسل و جز آن پاك كند- پايان سخن او- و در كلام او هم اعتراض هست زيرا آنكه بافعى مثل زده مقصودش اين نيست كه بچشم زده بچسبد و زهرش باو رسد بلكه مشهور است كه يك نوع افعى باشد كه با ديده آدمى را بكشد و شور چشم هم چنين است، و مقصود خطابى تاثير مادى نيست كه فلاسفه گويند بلكه اثر خداست در چشم زدن شور چشم.
و بزاز بسند حسن از جابر آورده كه بيشتر مردنها پس از قضاء و قدر خدا از نفس است و راوى گفته مقصود چشم زدنست، و شيوه خداست كه بسا نيرو و اثر بجسم و روح داده چنانچه كسى كه به محتشمى نگرد شرم كند و چهرهاش سخت سرخ شود كه پيشتر نبوده و نزد ديدن ترسآور زرد شود، و بسيارى مردم با ديد آن ترس بيمار شوند و ناتوان، و اين همه براى اثريست كه خدا بروح داده و چون پيوست با ديده دارد بدان وابسته گردد و خود آن اثر ندارد.
و همانا اثر از روح است و ارواح در طبع و نيرو و خاصيت گوناگونند،