آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٩ - اخبار باب
و مجوس و صائبه زيانى بصحت اخبار معجزههاى پيغمبر ٦ چون شق القمر، ناله ستون، تسبيح سنگريزه در كف آن حضرت و شكايت شتر و گفتار ذراع و آمدن درخت و برآمدن آب از ميان انگشتانش در حوض وضوء و سير كردن جمع بسيار با خوراك اندك ندارد با اينكه راويان اين معجزهها راستگويند و حجت بدانها تمام است.
و سخن را كشانده تا گفته- پيوسته ناصبيان نادان و معاند را يابم كه از خبر برخورد امير المؤمنين ٧ و دفع شر آنها از پيغمبر و يارانش اظهار تعجّب كنند و بدان بخندند و روايت را از خرافات بيهوده شمارند، و در اخبار معجزههاى ديگرش هم چنين كنند و گويند اينها از جعل شيعه است كه براى كسب روزى يا تعصب بدو افتراء بستند.
و اين خود گفته زنادقه و همه دشمنان اسلام است در آنچه قرآن بدان گويا است از خبر جن و اسلام آنان و گفتارشان كه إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً تا آخر و در آنچه از خبر ابن مسعود ثابت است از داستان شب پريان و ديدار وى از آنان مانند هندوان و جز آن از معجزههاى رسول كه از همه اظهار تعجب كنند و چون خبرش شنوند بدان بخندند و هم باحتجاج بر صحت آن استهزاء كنند و بىاندازه اسلام و مسلمانان را دشنام دهند و آنها را بعجز و نادانى و جعل اباطيل نسبت دهند تا آخر آنچه- قده- افاده كرده.
٤٥- در كتاب دلائل طبرى: بسندش از امام پنجم ٧ كه ابو محمّد على بن الحسين ٧ با جمعى دوستانش و مردم ديگر بمكه ميرفت و چون به عسفان رسيد مواليش چادرش را در جايى از آن بر پا كردند.
و چون امام بدان جا رسيد فرمود: چگونه در اينجا چادر زديد، اينجا جاى قومى از پريانست كه دوستان و شيعه ما هستند، و اين كار بدانها زيان دارد و جاى آنها را تنگ ميكند، گفتند، آن را ندانستيم و خواستند چادر را بكنند، و آوازى شنيدند و كسى را نديدند، ميگفت: يا ابن رسول اللَّه، چادرت را از اينجا بديگر