آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٩ - ٣ در مكلف بودن پرى و شيطان
پيغمبر ٦ آن را ملغى كرد و از آن نهى كرد.
دميرى گفته: پرى وارد خانهاى نشود كه در آن اترج باشد، گفته از پيغمبر روايت است كه پرى بخانهاى در نيايد كه در آن اسب عتيق باشد (حيات الحيوان ١: ١٤٧- ١٥٥- باب جيم در الجن) و گويم: گفته: سعلاة بدترين غول است و آن را سعلاء هم گويند و سعلاء و جمعش سعالى است.
جاحظ گفته: عمرو بن يربوع از سعلاة و آدمى متولد شده گفته: ذكر كردند كه جرهم فرزند فرشتهها و دختران آدم بوده، گفته: چون فرشتهها گناه ميكردند بصورت مردى بزمين فرو مىآمدند چنانچه هاروت و ماروت و جرهم از آنها متولد شدند، گفته: از اين قبيل بلقيس ملكه سبا است و هم ذو القرنين كه مادرش آدمى و پدرش فرشته بوده، و از اين رو چون عمر شنيد مردى فرياد ميزند، يا ذو القرنين، گفت: نام پيغمبران را تمام كرديد و بنام فرشتهها بر آمديد- پايان- و حق اينست كه فرشتهها معصومند از گناه صغيره و كبيره مانند انبياء ٧ چنانچه قاضى عياض و جز او گفتند و آنچه در باره جرهم و ذى القرنين و بلقيس آوردهاند ممنوع است و استدلالشان بداستان هاروت و ماروت بىپايه است و ثابت نيست بدان روشى كه خواستند بلكه ابن عباس گفته: آنها دو مرد جادوگر بودند در شهر بابل نه دو فرشته.
جاحظ گفته: پندارند زناشوئى و نطفه بندى ميان پرى و آدمى مىشود چون خدا فرموده «شركت كن با آنها در اموال و اولاد، ٦٤- الاسراء» و اين روشن است براى اينكه زن پرى مردان آدمى را بغش ميكشد از روى عشق بخاطر همخوابى و همچنين مردان پرى زنان آدمى را؛ و اگر آن نبود مردان بمردان در آويختند و زنان بزنان، خدا فرموده «خونى نكرده آنها را آدمى پيش از آنان و