آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٤ - تفسير
شيطان بدلت وسوسهاى كرد، نزغ راندن و گمراه كردنست و بيشتر بر اثر خشم است، و گفتند: بمعنى فساد است و از آن است «نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي» يعنى ميانه ما را تباه كرد، زجاج گفته: نزغ كمتر جنبش است و كمترين وسوسه شيطان كه فرمود: «بخدا پناه بر» كه دعايت را بشنود و آنچه بتو رخ دهد بداند.
و گفتهاند نزغ آغاز وسوسه است و مسّ تمكن است و از اين رو در باره مردم فرمود: «و چون مس كند آنان را دورهگردى از شيطانها» يعنى پس از وسوسه آنها را بگناه كشاند بياد كيفر افتند و از آن دست كشند.
«وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِ» يعنى برادران جنى بتپرستان و برادران شيطان صفت آنان در گمراهى بدانها كمك كنند و آن را براشان خوشنما كنند «و كوتاه نيايند» از گمراه كردن آنها.
و در قول خدا «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ» گفته:- ٤: ٥٤٩- يعنى ياد آور آنگاه را كه آراست شيطان براى بتپرستها كارهاشان را و آنها را بدان دلخوش كرد، چون ابليس واداشت كه به بدر روند براى نبرد با پيغمبر ٦ و گفت «امروزه كسى از مردم بر شما چيره نباشد» چون شما رو نيروى شما از همه بيش است، و من هم البته پناه شما هستم و شما را يارى دهم و بدى را از شما دور كنم، و با شما بر ضد دشمن پيمان بندم و چون دو گروه بهم برخوردند واپس گريخت و گفت من از شما بيزارم و بينم آنچه شما نبينيد، و پيمان امان شما را گسيختم زيرا بينم كه فرشتهها آمدند براى يارى مسلمانان.
ابليس فرشتهها را ميشناخته و آنها هم او را ميشناختند و گفت: من از كيفر خدا بدست اينها ترسانم كه خدا سخت كيفر است.
گويم: سپس داستان ظهور شيطان را براى مشركان ذكر كرده چنانچه ما در داستان بدر ذكر كرديم وانگه گفته: در سخنى از شيخ مفيد- ره- ديدم كه رواست