آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - اخبار اين باب
كند و سرباز زد و شيطان ميان پاهاى خر بود باو فرمود: تو درآ در كشتى خر در آمد و شيطان هم در آمد، ابليس گفت: من دو خصلت بتو بياموزم، نوح فرمود: نيازى بسخن تو ندارم، شيطان گفت: مبادا حريص باشى كه حرص پدرت و مادرت را از بهشت بدر كرد و از حسد بپرهيز كه مرا از بهشت بدر كرد، باو وحى شد اين دو را از او بپذير گرچه ملعونست.
١١٢- و از همان: بسندى از امام دهم ٧ كه ابليس در بر نوح آمد و گفتش تو بر من منت بزرگى دارى از من اندرز بخواه من بتو خيانت نكنم، نوح، از گفتگو و پرسجو با او گناهكارى دريافت خدا باو وحى كرد با او سخن كن و از او بپرس كه منش بر حجتى بضرر خودش گويا كنم، نوح ٧ فرمود بگو ابليس گفت: چون آدميزاده را بخيل يا حريص يا حسود يا زورگو يا شتابزده يابيم مانند گوى او را ميچرخانيم و اگر همه اين خصال در او باشد او را شيطان مريد نام نهيم، نوح فرمودش منت بزرگ من بر تو چيست؟ گفت نفرين كردى، بر اهل زمين و در يك ساعت همه را بدوزخ ريختى و من از آنها فارغ شدم و اگر نفرين تو نبود روزگار درازى گرفتار آنها بودم.
١١٣- در قصص: بسندى تا ابن عباس كه ابليس بنوح گفت: تو بر من نعمتى دارى و من بتو چند خصلت بياموزم، نوح فرمود: نعمت من بر تو چيست؟ گفت:
اينكه نفرين كردى بر قومت و خدا همه آنها را هلاك كرد، بپرهيز از كبر و حرص و حسد زيرا كبر مرا از سجده بر آدم باز داشت و كافر و شيطان رجيم كرد، و حرص بود كه همه بهشتى كه بر آدم مباح بود جز يك درخت او را واداشت از آن خورد، مبادا حسود باشى كه پسر آدم از حسد برادرش را كشت، نوحش گفت:
بمن بگو در چه وقتى تواناترى بر آدميزاده؟ گفت هنگام خشم.
١١٤- و از همان: بسندى از ائمه : كه در اين ميانه كه موسى نشسته بود ابليس نزد او آمد و كلاه بلندى بسر داشت آن را برداشت و نزديك موسى آمد و باو سلام داد، موسى گفتش تو كيستى؟ گفت: ابليس، فرمود: خدا دورت