آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥ - نقل سخن دانشمندان و تحقيق در آن
بعلاوه گفتيم كه كسى نميتواند بىواسطه ديگرى را بكشد جز اينكه زهر باو خوراند و جادو مانند زهر نيست و اصحاب ما روايت كردند كه جادوگر را بايد كشت براى اينكه مفسد في الارض است، و حد او قتل است.
و علامه- نور- گفته است در تحرير: سحر گره زدن و سخن پرانى يا نوشتن و كار كرديست كه در بدن مسحور اثر كند يا در دلش و خردش بىواسطه و مباشرت، و بسا بكشد، بيمار كند، ميان زن و شوهر جدائى آورد و آنها را با هم دشمن كند، يا دوستى ميان دو كس آورد، و آيا حقيقت دارد يا نه؟ مورد نظر است.
وانگاه گفته: جادوئى كه كشتن را بايد آنست كه در عرف جادو شمرند چنانچه اموى در كتاب مغازى خود گفته: نجاشى جادوگران را خواست و در آلت عمارة بن وليد دميدند و ديوانه شد و با وحشيان بيابان گرد شد و پيوسته با آنها بود تا حكومت عمر بن خطاب و يك آدمى او را دستگير كرد، عماره باو گفت: مرا آزاد كن و گر نه بميرم، و رهايش نكرد و همان ساعت مرد.
و گفتهاند: يكى از اميران زن جادوگرى را دستگير كرد و شوهرش ديوانه وار بدنبالش آمده و گفت: باو بگوئيد مرا رها كند، گفت رشته و يكتا در برايم بياوريد و آوردند و بر روى آن نشست و گره ميزد و يكباره در او را از جا پراند و نتوانستند او را بگيرند و نمونههاى ديگرى دارد.
اما آنچه بر غش كرده خواند و پندارد جن را تسخير كند. حكمى ندارد، و آنكه بوسيله قرآن و دعا و قسم دادن جادو را باطل كند عيب ندارد و اگر با جادو جادو را باطل كند حرام است گرچه حكم حرمت مورد اشكال است. در جاى ديگر از آن گفته: آنچه شيخ برگزيده اينست كه جادو حقيقت ندارد، و در احاديث آمده كه حقيقت دارد، و بنا بر اين اگر با جادو كسى را كشت در قصاص اشكال است و اقرب حكم بديه است تا پايان آنچه گفته.
در منتهى مانند سخن نخست را دارد و بدنبالش گفته: اختلاف دارند كه حقيقت دارد يا نه؟