آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٥ - باز هم در حقيقت جن و پرى
بعلاوه اين سخن درست آيد بعقيده منكر خرق عادت و كسى كه آن را روا دارد پابند آن نگردد و اينكه گفتند در برخى موارد شيوه بر وجود بنيه است و در برخى بنيه لازمست، زورگوئى محض است و راهى ندارد و ثابت شد كه بنيه و پيكره شرط زندگى نيست.
پس از ثبوت اين مطلب دور نباشد كه خدا تعالى در جوهر فرد دانش بسيار و نيروى بر كارهاى دشوار و سخت آفريند و وجود پرى ممكن شود با تن لطيف يا تيره، درشت يا خرد و بنا بر قول دوم كه بنيه شرط زندگى است و بايد سخت باشد تا كار دشوار تواند، مسأله ديگر بميان آيد، و آن اينست كه آيا مىشود ديدنى در برابر و مانع نيست و شرط از نظر دورى و نزديكى فراهم و ديده سالم و با همه اينها بديد نيايد يا اينكه در خرد نشدنيست، اشعرى و پيروانش آن را روا دارند و معتزله آن را ناشدنى شمارند و اشعرى دليل از عقل و نقل آورده، از عقل دو دليل:
١- ما بزرگ را از دور خرد بينيم و سببى ندارد جز اينكه برخى پارههايش بديد آيند و برخى نيايند با اينكه قوه ديد و شرائط در همه يكسانست و اين دليل است كه با سلامت ديده و وجود شرائط ديدن بايست نيست.
٢- جسم بزرگ همان مجموع اتمهاى بهم پيوسته است و چون آن را در دورى مناسب بينيم همه اجزاء اتمى را ديديم و اگر ديد هر جزء توقف بديد جزء ديگر داشته باشد دور باشد و ديده نشدنى گردد، و اگر نباشد ديد اتم بايد در ذات خود امكان پذير باشد در اين مسافت مخصوصه، و معلوم است اگر خودش تك باشد و با اجزاء ديگر پيوسته نباشد ديده نشود و نتيجه اينست كه ديدن چيزى با بودن همه شرائط بايست نيست بلكه رواست.
ولى معتزله استناد كردند كه اگر چنين چيزى روا باشد بايد روا دانيم كه در بر ما طبلها و بوقات فراوان باشند و نه آنها را بينيم و نه آوازشان را شنويم، و