آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٣ - در استعاذه از غول و شيطان
و نيز دميرى گفته: قطرب پرنده شب گرديست كه خواب ندارد و ابن سيده گفته سعلاة نر است، و گفتند از خردان پريند، و گفتند، قطارب سگان ريزند، يا جانورى كه همه روز در تلاش است، محمّد بن ظفر گفته: قطرب جانوريست در سرزمين مصر كه به آدم تنها پديدار شود، و بسا اگر دلير باشد او را از خود براند و گر نه باو آويزد تا او را بگايد، و چون بگايدش هلاك شود، و مصريان چون كسى را بينند كه دچار قطرب شده، گويند گائيده شده يا ترسيده؟ اگر گويند گائيده شده از او نوميد شوند و اگر گويند هراسان شده او را درمان كنند، و من ديدم مردم مصر پر در باره او گفتگو كنند (حيات الحيوان ٣: ١٨١ باب قاف) پايان نقل از كتاب حياة الحيوان.
شرح برخى عبارات كه بسا نياز بدان دارند «او فرما كان» كه در غذاى پريان آمده آبى گفته: روشنتر است كه همان است كه پس از خوردن در آن ميماند، و بسا كه خدا روزى آنها را در استخوان بيافريند، و اين فكر مىآيد كه خوبست استخوان را خوب پاك نكنند و آيا ثوابى دارد كه بر آن چيزى گذارند؟ و اظهر اينست كه جن همان بو كشند زيرا چيزى در آن نماند كه بخورند مگر آنكه خوراكى جز آدمى داشته باشند- پايان- در نهايه در وصف جن آورده مردانى دراز چون نيزه- مستثفرين ثيابهم يعنى جامههاشان را ميان دو پاشان كرده بودند چنانچه سگ دم خود را، و گفته عرج بعين فتحهدار و سكون راء دهى است جامع از نواحى فرع در چند منزلى مدينه، و عكاظ جايى است نزديك مكه و در زمان جاهليت چند روز در آن بازارى بر پا ميكردند.
و در حديث عمر گفته: كه از مردى كه پرى او را ربوده بود پرسيد، خوراكشان چه بود؟ گفت غول و آنچه نام خدا بر آن نبرند، گفت نوشابهشان چه بود؟ گفت جذف. فول باقلا است و جذف با حركت گياهى است در يمن كه خورندهاش نياز