آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٧ - اخبار باب
١١٠- و از ابن مسعود كه رسول خدا ٦ پيش از هجرت بيكى از نواحى مكه بيرون شد و براى من خطى كشيد و فرمود: كارى مكن تا من نزد تو آيم و فرمود: از هر چه ديدى هراس مكن، و اندكى جلو رفت و نشست و مردانى سياه چون هندو نزدش آمدند و چنانچه خدا فرمود: «نزديك بود بر او جامه نمدين شوند».
١١١- ٦: ٢٧٥- در منثور- از ابن عباس در قول خدا «و اينكه چون بنده خدا ايستاد و او را ميخواند نزديك بود بر او جامه نمدين شوند» گفت: چون شنيدند پيغمبر ٦ قرآن ميخواند از حرص بدوش او برآمدند و او ندانست تا پيك آمد و ميخواند «قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِ».
١١٢- و از ابن عباس در قول خدا «وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً» گفت چون پريان آمدند نزد رسول خدا و او با اصحابش در نماز بود و اصحاب در ركوع و سجود دنبالش بودند، از پيروى اصحابش تعجب كردند و بقوم خود خبر دادند، كه چون بنده خدا نماز ميخواند نزديك است جامه تن او باشند.
١١٣- و از ابن مسعود كه چون در شب جن با پيغمبر رفتم تا به حجون برايم خطى كشيد، و آنگاه نزد آنها پيش رفت، و بسيار شدند در برابرش و سرور آنها بنام وردان گفت: يا رسول اللَّه من دشمنانت را از مكه بيرون نكنم؟ فرمود: راستش جز خدا كسى مرا پناه نگيرد.
بيان: در نهايه گفته: در حديث عمر است كه چون نماز برپا شود شيطان گريزد و ضرطه زند، و در روايت ديگر است كه چون كسى آية الكرسى خواند شيطان بدر رود و ضرطه زند مانند خر و گفته است كه در حديث است كه نه غول هست و نه صفر ولى سعالى هست و سعالى جادوگران پريانند يعنى غول نميتواند كسى را غول گير كند يا گمراه كند ولى در پريان جادوگرانيند چون جادوگر آدمى كه اشتباه كارى و خيال اندازى كنند، در قاموس گفته: زوبعه نام شيطان يا رئيس پريانست و از اين رو گردباد را زوبعه خوانند، و گفته حجون كوهى است در معلاة مكه.
١١٤- در حياة الحيوان (در باب قنفذ) بيهقى در دلائل النبوه از ابى دجانه