آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥١ - در استعاذه از غول و شيطان
كرد و آنكه با من بود در آن سر كشيد و كسى را نديد، و براى پدرم آن را گفتم و گفت: اگر ميدانستم چنين چيزى برميخورى تو را نميفرستادم، ولى چون چنين آوازى شنيدى بانگ نماز بكش كه من از ابى هريره شنيدم از رسول خدا باز ميگفت كه چون بانگ نماز بلند شود شيطان پس ميرود.
و مسلم از جابر روايت كرده كه پيغمبر ٦ فرمود: نه عدوى هست، نه طيره، نه غول گفته: جمهور علماء گفتند: عرب ميپنداشتند غولها در بيابانهايند و آنها از جنس شياطينند و خود را بمردم نمايند و رنگارنگ سازند و از راه بگردانند و آنها را نابود كنند، و پيغمبر ٦ آن را باطل كرد و ديگران گفتند: منظور حديث نبودن غول نيست بلكه ابطال عقيده مردم است كه غول بهر شكلى در آيد و معنى غول نيست، اينست كه نتواند كسى را گمراه كند و گواهش حديث ديگر است كه «غول نيست ولى سعالى است» علماء گفتند: سعالى با سين فتحهدار و عين بىنقطه جادوگران پريند.
و از آنست روايت ترمذى و حاكم از ابى ايوب انصارى كه گفت مرا انبارى بود كه در آن خرما بود و غولى بشكل گربه مىآمد و از آن برميداشت و ما از آن به پيغمبر ٦ شكايت كرديم فرمود: برو چونش ديدى بگو: بسم اللَّه پذيرا شو رسول خدا را، و من او را گرفتم و سوگند خورد كه باز نگردد، و رهاش كردم، آمد نزد رسول خدا ٦ فرمودش اسيرت چه كرد؟ گفت سوگند خورد كه باز نگردد.
فرمود: دروغ گفته، او بدروغ عادت دارد، باز او را گرفت و گفت تو را رها نكنم تا نزد رسول خدا ٦ برم، گفت: چيزى بيادت آورم، آية الكرسى بخوان تا شيطان و جز او بتو نزديك نشود، و آمد نزد رسول خدا ٦ و فرمودش اسيرت چه كرد؟ و بآن حضرت گزارش داد آنچه را گفته بود فرمود: راست گفته با اينكه دروغگو است.