آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩ - تفسير
ندارد؟ در پاسخ گوئيم پرى هم فرزند و هم نژاد دارد، و خلاف در اينست كه جماع دارد يا نه؟ و مشهور اينست كه جماع دارند، و چون در بهشت آدمى و پريست جماع آنان زمينه دارد و نفى آن بايد پايان ٢٩: ١٣٠ تفسير كبير.
بيضاوى در (ج ٢ ص ٤٨٧) تفسيرش گفته: در «لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» كه يك بهشت از آن ترسان آدمى است و ديگرى از ترسان پرى چون خطاب براى هر دو دسته است و يا مقصود اينست كه هر ترسانى دو بهشت دارد يكى براى عقيده و يكى براى كردار، يا يكى پاداش طاعت و يكى پاداش ترك گناه، يا يكى پاداش عمل و ديگرى تفضل، يا يكى روحانى و يكى جسمانى.
در قول خدا تعالى «راستى كه نفرى از پريان گوش داد» گفته: نفر از سه تا ده است، پرى جسمى است خردمند و نهان كه عنصر آتش يا هوا در آن غلبه دارد، و گفتهاند: يك نوع از ارواح مجردهاند، گفتند روح آدمى است كه از تن بيرون شده، و آيه دلالت دارد كه پيغمبر ٦ آنها را نديده و بر آنها نخوانده و در برخوردى خواندن او را شنيدند و خدا آن را بوى گزارش داد كه «گفتند ما كتاب شگفتى شنيديم» بديع و جدا از سخن مردم در شيرينى بيان و دقت معنا «رهنمايد براه راست و بدان گرويديم» كه قرآنست «و با پروردگار خود احدى را شريك ندانيم» بدلائل قطعى توحيد.
«وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا» يعنى بهره پروردگار ما والا است و نگرفته است و ندارد همسر و فرزند چون از آنها بىنياز است «و راستش ميگويند نابخردان ما» كه ابليس و پريان سركشند «ناروا بر خدا» كه او همسر و فرزند دارد.
«و ما پنداشتيم كه هرگز آدمى و پرى بر خدا دروغ نبندند» و اين پوزش براى پيروى از نابخرد است كه از سادگى نپنداشتند كس بخدا دروغ بندد «و راستش مردانى از آدمى پناه بمردانى از پرى ميبردند» كه در بيابان ميگفتند پناه بريم بسرور اين وادى از شرّ نابخردان تيره او «و فزودند» كبر و سركشى