آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٠ - ٣ در مكلف بودن پرى و شيطان
خود داشته باشند يا از بشر و گذشت كه پيغمبرى از خود آنها بنام يوسف بر آنها مبعوث شده، و سخن طبرسى- ره- و اقوالى كه در اين باره گفته ياد كرديم.
٤- در آنچه مخالفان در اينجا ذكر كردند و رواياتى كه در اين باره آوردند و در خواص پريان و انواع و احكامشان دميرى در كتاب حياة الحيوان گويد:
پريان جسم هوائى باشند و نتوانند باشكال مختلفه در آيند داراى خرد و فهمند و نيروى سخن گفتن و كارهاى سخت، و جدا از آدميانند و يكى از آنها را جنى گويند و اين نام براى آنست كه ديده نشوند طبرانى با سند از پيغمبر ٦ روايت كرده كه پرى سه دسته است يكى بال دارد و در هوا ميپرد، دوم مارانند، سوم بار اندازند و بكوچند، حاكم هم آن را روايت كرده و گفته سندش صحيح است و ابو الدنيا در كتاب مكائد شيطان از پيغمبر آورده كه پريان سه دستهاند يكى ماران و ديگر كژدمها و خزندههاى زمين و سوم چون باد در هواء و دستهاى از آنها حساب و كيفر دارند، و خدا آدمى را سه دسته آفريده دستهاى چون بهائم دلى نفهم دارند و گوشى نشنو و چشمى كه ديد ندارد، دستهاى تن آدمى دارند و روح شيطانى و دستهاى چون فرشتههايند و در سايه خدا در روزى كه جز سايه او سايه نيست.
مسلمانان اجماع دارند كه پيغمبر به پريان مبعوث است چون بآدميان، خدا فرموده «اين قرآن بمن وحى شده تا شما را بيم دهم و هر كس را رسد ١٩- الانعام» و به پريان رسيده كه خدا فرمايد: و چون رو آور كرديم بتو چندين پرى تا بشنوند قرآن را الآية ٢٩- الاحقاف» و فرموده «مبارك باد آنكه فرو فرستاد قرآن را بر بنده خود تا باشد بيم ده جهانيان، ١: الفرقان» و فرمود: «نفرستاديم تو را جز رحمت براى همه جهانيان، ١٠٧- الأنبياء» و «نفرستاديم تو را جز براى همه مردم ٢٨ سباء» و جوهرى گفته ناس بسا از آدمى و پرى باشد، و خدا خطاب بدو گروه