آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١١ - تفسير
دور نيست چنين كارها توانند و اگر گوئيم جسم لطيفند و درون بشر فرو نروند دور نيست بتوانند سخن را بدرون او رسانند و مىشود گفت چنان لطيفند كه ميتوانند بدرون آدمى نفوذ كنند و سخن را بدل و مغز رسانند، و با لطافتى كه دارند تركيب آنها محكم است و بهمپيوسته و جدا نشدنى و از فرو رفتن بدرون آدمى از هم نپاشند و دليل بر فساد هيچ كدام از اين احتمالات نيست و شناخت حقيقت آنها با خداست و دليل الهام فرشتهها بخوبى قول خدا تعالى است «چون كه وحى كرد پروردگارت بفرشتهها كه من با شما هستم بر جا داريد آنان كه گرويدند، ١٢- الانفال» يعنى پايدارى را بدانها الهام كنيد.
و دليلش از اخبار قول پيغمبر است ٦ كه شيطان را بدل اندازيست اى آدميزاده و فرشته را هم، و در حديث است كه چون نوزادى براى آدمى زايد ابليس شيطان همگنانى براى او سازد و خدا فرشتهاى، شيطان بگوش چپ دلش نشيند و فرشته بر گوشه راست دلش و هر دو او را دعوت كنند.
برخى صوفيه و فلاسفه فرشته خير خواه را بنيروى خرد تفسير كرده و شيطان بدخواه را بنيروى شهوت و خشم، و آيه دلالت دارد كه شيطان جز بزشتيها دعوت نكند چون كلمه انما آورده كه دليل حصر است عارفى گفته بسا شيطان هم بنيكى كشاند بقصد اينكه از آنش ببدى رساند و آن بچند جور است.
١- از بهتر به فروتر كشاند كه آسانست يا از آسان ببهتر دشوار كشاند تا از رنج او را از طاعت متنفر كند و رازى در (٧: ٦٧ تفسيرش) گفته: در قول خدا تعالى «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» در شيطان اختلاف است در قولى ابليس است و در قولى سائر شياطين و در قولى شياطين جن و انس، و در قولى نفس اماره ببدى، و لفظ وعده در بدى هم آيد و ممكن است بر سبيل تهكم باشد، و سخن در باره وسوسه در استعاذه گذشت.
و ابن مسعود روايت كرده كه شيطان را يك دل افكنى است كه دور كردن از نيكى باشد و فرشته را يك دلافكنى كه نويد نيكى است، هر كه آن را در خود