آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٤ - ١ در ماهيت پرى و ديو
بنوشيدن آب ندارد، و گفتند هر نوشابه روباز است و قتيبى گفته: منظور آنچه است كه از نوشابه بدور ريزند چون كف و خاشاك گفته: در حديث است كه هيچ آدمى نيست جز همراهش شيطانيست، گفتند و با تو هم؟ فرمود: آرى ولى خدا مرا بدو كمك داده و او تسليم شده و مسلمان گرديده و من از شر او آسودهام.
من گويم: داستان سعد بن عباده را بدروغ بر پريان بستند و او را فرستاده عمر كشت چنانچه در كتاب فتن شرح داديم.
در نهايه است كه صبا گويند بكسى كه از كيش خود بكيش ديگرى گرائيده و قريش پيغمبر ٦ را صابى گفتند كه از كيش قريش بكيش اسلام گرائيد و مسلمانان را صباة ميخواندند.
در قاموس گويد: غريف آواز پريست كه چون زنگ در بيابانها شنيده شود در شب و غراف ريگزاريست از بنى سعد يا كوهى است در دهناء ١٢ ميلى مدينه و اين نام براى آنست كه در آن آواز پرى شنيده شود و ابرق الغراف آبيست از بنى سعد.
در نهايه است كه گفت: به جنى تو را ضئيل و شخيت بينم، ضئيل بمعنى لاغر و شخيت بمعنى باريكاندام و كمگوشت رازى در ديباچه تفسيرش در تحقيق استعاذه از شيطان و بيان آنكه از او پناه گيرند گفته: در آن مسائلى است.
[مسائلى در مورد استعاذه]
١ [در ماهيت پرى و ديو]
مردم اختلاف دارند كه پرى و ديو هستند يا نه؟ و برخى مردم منكر بودن آنهايند، و بايد نخست از ماهيت پرى و ديو بحث كرد و گوئيم همه ميگويند پرى و ديو اشخاصى تنومند چون مردم و بهائم نيستند كه بيايند و بروند و خلاصه در باره آنها دو قول است يكم: جسمى هواوشند و توانند بهر شكلى درآيند و خرد و فهم دارند و بر كارهاى سخت و دشوار توانايند، دوم: بسيارى آنها را وجود مجرّد و لا مكان دانند و بيجسم، و اين گونه موجودات گاهى والا و